برگردان به زبان ساده
خیال بت مرا بس در دل دیوانه می گردد
کند گر کعبه یاد خاطرم بتخانه می گردد
هوش مصنوعی: تصور معشوق در قلب من مانند دلی دیوانه به شدت ناآرام است. هنگامی که یاد کعبه به ذهنم میرسد، قلبم به یاد بتخانه میافتد.
چه آمیزش بود با عشق جانان خودپرستان را
که اول آشنای او زخود بیگانه می گردد
هوش مصنوعی: آمیختگی عشق معشوق با خودپرستان به حدی عمیق است که نخستین آشنایی آنها با او باعث میشود که حتی از خودشان دور شوند و بیگانه گردند.
فریب چشم مستی آنچنان برد اختیار از من
که طرح مسجدی گر افکنم میخانه می گردد
هوش مصنوعی: نگاه نوشخورده و شگفتانگیز آنقدر مرا مجذوب و تحت تاثیر قرار داد که اگر بخواهم طرح ساخت یک مسجد را بریزم، آن مکان به نظر میرسد تبدیل به میخانهای شاداب شود.
نمی دانم چه می گویم چه حال است اینکه من دارم
جنون هم عاقبت از دست من دیوانه می گردد
هوش مصنوعی: نمیدانم چه احساسی دارم و چه چیزی را بیان میکنم. به نظر میرسد که در حالتی عجیبی هستم و حتی جنون نیز سرانجام بر من غلبه میکند.
اسیر از بی نیازی کرد تسخیر گرفتاری
کجا در خاطر صیدش خیال دانه می گردد
هوش مصنوعی: آدمی که به هیچچیزی وابسته نیست، به راحتی در دام مشکلات گرفتار میشود. اما در ذهن او، همیشه مسألهِی تأمین نیازها و آرزوها وجود دارد.