برگردان به زبان ساده
رنگ شکسته از گل رویش عیان مباد
پژمردگی شکفته این گلستان مباد
هوش مصنوعی: نمیخواهم بر زشتی و پژمردگی این گلستان تأکید کنم و دوست دارم زیبایی و شادابی آن همیشه باقی بماند.
با صبحت یدان که مباد از برش جدا
از ناز طبع نازک او سر گران مباد
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و لطافت محبوبش اشاره میکند و میگوید که ای کاش از وجود او جدا نشوم. او از ناز و ظرافت محبوبش صحبت میکند و آرزو میکند که سنگینی نکند و همواره به نازکی و زیبایی بماند. در کل، بیانگر عشق عمیق و وابستگی شاعر به محبوبش است.
پیغام خویش جز به خیالش نمی دهم
غیری بدین وسیله به او همزبان مباد
هوش مصنوعی: من هیچ پیامی جز در خیال خودم به کسی نمیدهم، نخواهم گذاشت که کسی دیگر به وسیله من با او همصحبت شود.
جسم تو تب کشید و من از رشک سوختم
درد تو جز نصیب من خسته جان مباد
هوش مصنوعی: بدن تو به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و من از حسادت به آتش افتادم. ای کاش درد تو نصیب من، که از زندگی خستهام، نشود.
غافل شدم زمانی و تب بر تو دست یافت
کز بیخبر اسیر تو نام و نشان مباد
هوش مصنوعی: در زمانی که غافل شدم و دچار عشق تو شدم، از بیخبری، در دام تو گرفتار شوم و دیگر هیچ علامت و نشانی از خودم نداشته باشم.