برگردان به زبان ساده
ساغر باده شرمسار من است
عیش زندانی بهار من است
هوش مصنوعی: جام شراب، باعث شرمندگی من شده است و لذت زندگی، برایم مانند زندانی است که بهار را در خود حبس کرده.
تشنه بیقراریم چو سپند
گره سوختن به کار من است
هوش مصنوعی: ما مثل آتش در دل دلمان بیقراری داریم و تشنگیام به درد و رنجی که میکشم وابسته است.
باده پیماست هر زمان با غیر
نتوان گفت یار یار من است
هوش مصنوعی: در هر لحظه، میتوان باده را نوشید و نمیتوان غیر از آن بگویم که او یار من است.
تا در آن آستانه خاک شدم
آسمان تشنه غبار من است
هوش مصنوعی: به محض اینکه خود را به آن مکان رساندم و در آنجا وارد شدم، آسمان به خاطر خاکی که بر زمین گذاشتم، تشنه شده است.
مطلبم غیر نامرادی نیست
عشق امید روزگار من است
هوش مصنوعی: خواست من چیزی جز نامرادی نیست. عشق، امید من برای آینده و روزگارم به شمار میآید.
شده ام تا عزیز کرده عشق
خوشدلی ننگ اعتبار من است
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و شادی دل، به جایی رسیدهام که دیگر اعتبارم برایم ارزشی ندارد.
آشنایان جگر خراشانند
هر که بیگانه تو یار من است
هوش مصنوعی: آشنایان دردسرساز و رنجآورند و هر کسی که به تو بیگانه باشد، دوست من است.
سوختم زان نگه چو شمع اسیر
شعله لوح سر مزار من است
هوش مصنوعی: چشمهای تو مرا به شدت سوزاندهاند، مثل اینکه من شمعی باشم که در آتش میسوزد. حالا بر سر قبری که مال من است، یک صفحه نوشته شده است.