برگردان به زبان ساده
گفتوگویی شنیدهام که مپرس
نگهی واکشیدهام که مپرس
هوش مصنوعی: شنیدهام که دربارهای صحبت شده که بهتر است از آن نپرسی و به نگاهی اشاره کردهام که نیازی به سوال دربارهاش نیست.
در محبت ز آه بیتأثیر
اثری باز دیدهام که مپرس
هوش مصنوعی: در عشق، تجربهایی از یک آه بیتأثیر دیدهام که بهتر است دربارهاش صحبت نکنی.
منم آن هرزهگرد کز پی دل
آنقدرها دویدهام که مپرس
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که برای به دست آوردن عشق، به اندازه کافی دویدهام که نیازی به پرسیدن نیست.
چون کنم شکر بینوایی خویش
به نوایی رسیدهام که مپرس
هوش مصنوعی: چطور میتوانم از نداشتن نعمتهای کافی شکرگزاری کنم، وقتی که به جایی رسیدهام که دیگر نگران نیستم؟
زیر پای سمند ناز کسی
به هوایی تپیدهام که مپرس
هوش مصنوعی: زیر پای اسب ناز کسی، من به هوای او بیتابی میکنم و تو را از پرسیدن علتش نهی میکنم.
اضطرابی تمام دارم اسیر
آنچنان آرمیدهام که مپرس
هوش مصنوعی: من در اضطراب و نگرانی عمیقی به سر میبرم و به طوری آرام و بیتوجه نشستهام که تو حتی از من نپرس.