برگردان به زبان ساده
دلی کز غمش می به ساغر ندارد
الهی که تا حشر سر بر ندارد
هوش مصنوعی: دل غمگینی که از درد عشقش نتواند نوشیدنی را در لیوان بگیرد، خدایا، تا روز قیامت سرش را از این غم بلند نخواهد کرد.
چه گل چیند از پنجه دست رسایی
که خاری ز راه دلی بر ندارد
هوش مصنوعی: کسی که دلش پر از درد و رنج باشد، چگونه میتواند زیبایی و شادی را در زندگیاش بیابد؟ او مانند گلی است که نمیتواند در دلش خاری را تحمل کند.
گلم دست خالی است از سیر باغی
که تا سایه خار بی بر ندارد
هوش مصنوعی: گلی که در دست دارم، در باغی رشد نکرده است که سایهاش حتی خار و سرخس هم نداشته باشد.
نچینم گل باغ آیینه ای را
که بویی ز خاک سکندر ندارد
هوش مصنوعی: من گل زیبای باغ آیینه را نمی چینم، چون بویی از خاک سکندر ندارد.
بنازم به قدری که تمکین نداند
ببالم به شأنی که لنگر ندارد
هوش مصنوعی: من به قدری زیبایی و جذابیت تو افتخار میکنم که حتی از توانایی در برابر آن عاجزم. همچنین به مقام و جایگاه تو میبالم، که هیچ بنیاد و استحکامی ندارد.
نخواهم چو گل در حنا پنجه ای را
که از چنگ دل زخم خنجر ندارد
هوش مصنوعی: من نمیخواهم مانند گلی که در حناست، دست خود را آراسته کنم، زیرا دلم زخمهایی دارد که نمیتوانم آنها را پنهان کنم.
نگوید کسی با پدر خواب یوسف
که سودای رشک برادر ندارد
هوش مصنوعی: کسی دربارهی خواب یوسف با پدرش صحبت نمیکند، زیرا کسی که این خیال را دارد، حسادت برادر را به دل ندارد.
اسیر از دلم خون روان شد ندیدم
کتابی که نادانی از بر ندارد
هوش مصنوعی: دل من به شدت دچار درد و رنج است و خون میریزد، اما هیچ کتابی را نمیشناسم که جهل و نادانی را از بین ببرد.