برگردان به زبان ساده
نه همین از دوری احباب داغم کرده است
آسمان زهر هلاهل در ایاغم کرده است
هوش مصنوعی: دوری دوستانم باعث شده که دلم آتش بگیرد و آسمان هم بر من درد و غم ببارد.
مرده شمع مجلس افروزی که از هجران او
جای روغن خون دل غم در چراغم کرده است
هوش مصنوعی: شمعی که در مجلس روشنکردن نور وجود دارد، حالا مرده است و جای روغن برای روشناییاش، تبدیل به خون دل و غم من شده است.
بسکه الفت داشت با من حسرت دیدار او
در دل خود هر نفس گرد سراغم کرده است
هوش مصنوعی: به خاطر نزدیکی و محبت زیادی که بین ما بود، در دل من هر لحظه آرزوی دیدن او میچرخد.
نو بهاری رفته است از گلشن عالم برون
گریه یاران در و دیوار باغم کرده است
هوش مصنوعی: بهار تازهای از باغ دنیا رفته و این امر باعث شده که دوستانم به شدت ناراحت و غمگین شوند و صدای گریه آنها به گوش میرسد و بر دیوارهای باغ echo میکند.
غنچه باغ فراقش هر دم از شوخی اسیر
جای بو بیهوشدارو در دماغم کرده است
هوش مصنوعی: غنچهای که در باغ فراق او رشد کرده، هر لحظه از لطافت و زیباییاش دل مرا به درد میآورد. این احساسات قوی به قدری عمیقاند که مانند دارویی در بینیام تاثیر گذاشته و مرا بیهوش کردهاند.