برگردان به زبان ساده
لبت به سهو نوازد گرم به یک دشنام
به من ز سستی طالع نمی رسد پیغام
هوش مصنوعی: لبت به اشتباه با ناز به من بیتفاوتی میکند، ولی یک کلمه بد و ناسزا نمیتواند به من از حال و روز بد و بیخبریام خبری برساند.
ز دوست شکوه ندارم چه شد که عمر گذشت
وفای ما بقرار و جفای او بدوام
هوش مصنوعی: نسبت به دوستم نارضایتی ندارم، زیرا عمرم سپری شده و در حالی که ما همیشه وفادار بودیم، او به ما بیتوجهی کرد و این بیتوجهی همچنان ادامه دارد.
به جلوه آمدی و سوختم مبارک باد
مرا خزان حجاب و تو را بهار خرام
هوش مصنوعی: تو با زیباییات ظاهر شدی و من در آتش عشق تو سوختم. برای من خوشا به حال این خزان و برای تو بهار خوشگذرانی و زیبایی را آرزو دارم.
در بهشت به رویم گشاده پنداری
گهی که داده ندانسته ام جواب سلام
هوش مصنوعی: در بهشت، در را به روی من باز گذاشتهاند، گویی که من بارها بیآنکه بدانم به سلامتی او پاسخ دادهام.
چنان تغافل صیاد کرده خاموشم
که ناله ام نشنیده است گوش حلقه دام
هوش مصنوعی: آنقدر بیتوجهی صیاد مرا در خود فرو برده که حتی صدای نالهام هم به گوش او نمیرسد.
کناره جوست ز من مهر یار و خرسندم
که نیکنام گریزد ز صحبت بد نام
هوش مصنوعی: دوستی و محبت یار از من دور شده است، اما من شادمانم که نام نیک و خوبم از معاشرت با افراد بدنام در امان است.
رهش به کلبه تاریک ما نمی افتد
طلوع صبح نبود است در قلمرو شام
هوش مصنوعی: نور صبح هرگز به کلبه تاریک ما نمیرسد و مسیر او از اینجا نمیگذرد.
اسیر سلسله دام عشق می داند
که دور از او به من خسته زندگی است حرام
هوش مصنوعی: کسی که در بند عشق است، میداند که زندگی بدون او برای من خسته، نامطلوب و ناپسند است.