برگردان به زبان ساده
چرخ به تسلیم پیشه دست ندارد
خاک ز افتادگی شکست ندارد
هوش مصنوعی: چرخ هستی (سرنوشت) تسلیم را نمیپذیرد و خاک (انسان) به خاطر افتادگی و ناتوانی به شکست نمیرسد.
یاد مکافات خاطرش بخراشد
هر که ترحم به زیر دست ندارد
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیر دستان خود رحم نکند، همیشه در ذهنش عواقب کارهایش را خواهد دید و از یاد آن در امان نخواهد بود.
گشته ز منت خراب و باده شمارد
دل خبر از نشئه الست ندارد
هوش مصنوعی: در اثر لطف و رحمت الهی، حالتی عمیق و سرشار از شادی را تجربه کردهام و دیگر از یادآوری گذشتهها خبری ندارم. دل من به سرخوشیهای حال مشغول است و از نشئه وجود خداوند بیخبر است.
تا نکند سینه ناله گریه نجوشد
خوشه نبالد چو داربست ندارد
هوش مصنوعی: تا وقتی که دل انسان ناله و گمگشتگی نداشته باشد و احساساتش دچار درد و رنج نشود، زندگی همچون باغی پُربار و سرسبز نخواهد بود. در واقع، اگر آن دلِ پر از اشک و ناله وجود نداشته باشد، نمیتوان از خوشبختی و شکوفایی چیزی انتظار داشت.
نشئه شوقش گداخت غفلت دیرین
سر خوش آن باده ای که مست ندارد
هوش مصنوعی: احساس شوق او مانند آتشی است که خواب و غفلت گذشته را میسوزاند و حالا خوشحال و سرمست از آن بادهای هستم که هرگز مستی نمیآورد.
باطن بی حیله جو اسیر که زاهد
دیده ظاهر که هر چه هست ندارد؟
هوش مصنوعی: انسانی که درونش خالی از حقایق و تزویر است و از خود چیزی ندارد، در ظاهر به نظر میرسد که عابد و زاهد است. او به ظواهر تکیه میکند و در واقع هیچ چیزی در درونش وجود ندارد.
رحم کند گر به خویش باطن صوفی
کار به رندان می پرست ندارد
هوش مصنوعی: اگر صوفی نسبت به خود رحم و شفقت داشته باشد، به رندان و اهل نوشیدن علاقهای ندارد.