برگردان به زبان ساده
به استقبال مژگان سیاهی
نگاهم می رود هر دم به راهی
هوش مصنوعی: نگاه من همواره به سمت چشمان زیبای تو می رود و هر لحظه به دنبال تو هستم.
چه می کردیم با چندین خجالت
اگر بودی زبان عذرخواهی
هوش مصنوعی: اگر تو زبان عذرخواهی را داشتی، چه میشد که ما از این همه خجالت رهایی پیدا کنیم؟
دل است آیینه روز و شب ما
نمی دانیم خورشیدی و ماهی
هوش مصنوعی: دل به عنوان آینهای است که همواره منعکسکنندهی روز و شب ماست، اما ما نمیدانیم که خود در این آینه، نور خورشیدیم یا نور ماه.
شود گر خاکساریها صف آرا
غباری بشکند قلب سپاهی
هوش مصنوعی: اگر روزی افراد فروتن و خاکسار به صف بیایند، آنگاه غباری به وجود میآید که قلب سربازان را خواهد شکست.
به ذوقی صید فتراک تو گشتم
که شد هر قطره خونم عیدگاهی
هوش مصنوعی: من به خاطر لذت و شوقی که از دام تو داشتم، به گنجشک غمگینی تبدیل شدم که هر قطره خونم به نوعی جشن و سرور تبدیل شده است.
فروشم دامن پاک دو عالم
خرم چشم و دل عاشق نگاهی
هوش مصنوعی: من برای تو تمام زیباییهای دنیا را میفروشم تا فقط یک نگاه پر از عشق و محبت از تو به دست آورم.
به محشر چون برآرم سر ز خجلت
ندارم در خور بخشش گناهی
هوش مصنوعی: زمانی که در روز قیامت سرم را بلند میکنم، به خاطر شرمندگیام احساس نمیکنم شایسته بخشش گناهانم هستم.
چو عمدا پرسد از نامم بگویی
اسیر از بیزبانی بی گناهی
هوش مصنوعی: اگر کسی به طور عمدی از نام من بپرسد، بگو که من مثل یک اسیر هستم که به خاطر نداشتن زبان، بیگناه به نظر میرسم.