برگردان به زبان ساده
با لبش همزبانیی کردم
مردم و زندگانیی کردم
هوش مصنوعی: با لبانش ارتباط برقرار کردم و با او زندگی کردم.
یک صبوحی زدم به یاد کسی
صبح را باغبانیی کردم
هوش مصنوعی: در یک صبحگاه نوشیدنی نوشیدم و به یاد کسی، به باغبانی پرداختم.
گرد نسیان به خاطر افشاندم
صید راز نهانیی کردم
هوش مصنوعی: به خاطر غفلت و فراموشی، افکار و خاطرات را از ذهن خود دور کردم و به دنبال کشف یک راز پنهان رفتم.
آرزوها به دل گره شده بود
دیدمش جانفشانیی کردم
هوش مصنوعی: آرزوهایی که در دل داشتم، به هم پیوسته بود. وقتی او را دیدم، از جانم مایه گذاشتم.
رفته بودم ز خاطر همه کس
بر دل خود گرانیی کردم
هوش مصنوعی: من از یاد همه مردم رفته بودم و در دل خود، سنگینی و ناراحتی را احساس میکردم.
حرفی از دفتر جنون خواندم
دعوی نکته دانیی کردم
هوش مصنوعی: در کتاب دیوانگی، چیزی را خواندم که باعث شدم خود را دانای نکات عمیق تصور کنم.
گرد راه فتادگی گشتم
با فلک هم عنانیی کردم
هوش مصنوعی: به دور جادهای افتاده و سرگشته شدم و با آسمان همنشینی کردم.
بی محابا زدم بر آتش اسیر
در صف دل جوانیی کردم
هوش مصنوعی: بدون هیچ ترسی، بر آتش زندانی دلم کوشیدم و جوانی کردم.