برگردان به زبان ساده
یک سرنوشت طالع ما بی خطر نبود
ما را سری نبود اگر درد سر نبود
هوش مصنوعی: سرنوشت ما بدون خطر نبود و اگر مشکلاتی وجود نداشت، ما هم به فکر و تدبیری برای آن نمیافتادیم.
بیگانه رسوم دو عالم بر آمدیم
ما را بجز خیال تو کار دگر نبود
هوش مصنوعی: ما از آداب و رسوم این دنیا و آن دنیا فاصله گرفتیم و جز خیال تو، هیچ کار دیگری برای ما وجود ندارد.
لب خواستم به شکوه گشایم گذشت عمر
در عهد جور او سخن مختصر نبود
هوش مصنوعی: میخواستم با معشوق به نرمی صحبت کنم، ولی عمرم در دوران سختی و بیعدالتی او گذشت و حرفهایم کوتاهتر از آن بود که بگویم.
روزی که ما ز شعله خوی تو سوختیم
پروانه سپهر و چراغ سحر نبود
هوش مصنوعی: روزی که ما از حرارت عشق تو جان دادیم، نه پروانهای در آسمان بود و نه چراغی در صبح.
آورده ام خبر ز دیاری که از جنون
کس را دل پیام و دماغ خبر نبود
هوش مصنوعی: خبرهایی از جایی آوردهام که هیچکس در آن از عشق و جنون آگاهی ندارد و هیچکس قادر نیست دل و ذهنش را به آن داستان بسپارد.
پیغامم از نرفتن قاصد به او رسید
غمنامه ام شکنجه کش نامه بر نبود
هوش مصنوعی: پیام من به او از عدم رفتن پیامرسان رسید و غمنامهام باعث دردسر و عذابی نبود.
سنجیده بارها دلم آرام و اضطراب
حب وطن به شوخی ذوق سفر نبود
هوش مصنوعی: بارها دل من به آرامش رسید، اما عشق به وطن و شوق سفر، هرگز به صورت شوخی احساس نشد.
صیدم رهین منت دام و قفس نشد
پرواز شوق در گرو بال و پر نبود
هوش مصنوعی: من در دام و قفس گرفتار نیستم که به پرواز شوق برسم؛ بلکه عشق واقعی در آزادی و قدرت بال و پر است و من به این چیزها وابسته نیستم.
داغم که بر نیاید از آن کینه جو اسیر
امید ما که از نگهی بیشتر نبود
هوش مصنوعی: تنها دلنگرانی من از آن کینهجو است که از امید ما برنمیخیزد، چون نگاهش فراتر از این نیست.