برگردان به زبان ساده
بیا در آتشم افکن بگو ببین و برو
گره میفکن از افسوس بر جبین و برو
هوش مصنوعی: بیایید در آتش عشق فرو برویم، بگو ببین و سپس برو. افسوس بر جبین را رها کن و دور شو.
در آتشم به وصال تو نیستم راضی
بیا ز دور به حال دلم ببین و برو
هوش مصنوعی: من در آتش عشق تو می سوزم و راضی نیستم که به وصالت برسم. بیا از دور به حال دلم نگاهی بینداز و سپس برو.
ز راه کویی اگر چشم خونچکان جوشد
به پیش پای سراسیمگی ببین و برو
هوش مصنوعی: اگر در کوی محبوب کسی اشکها و دلتنگیها را ببینی، حواست را جمع کن و در همان حال به راهت ادامه بده.
میان چشم و دلم بی تو دعوی خون است
در این بهار تماشا گلی بچین و برو
هوش مصنوعی: در دل و چشم من، بدون تو، احساس عمیق و شدید وجود دارد. در این فصل بهار، زیبایی را تماشا کن و از آن لذت ببر.
اسیر کشته شد اما وصیتی دارد
بخوان به خاکش یک عشر آفرین و برو
هوش مصنوعی: عاشق سرنوشت خود را قبول کرد و در پایان زندگیاش وصیتی برای جهان گذاشته؛ اکنون بر خاکش بوسهای بزن و به راهت ادامه بده.