برگردان به زبان ساده
دیوانه او غیر تحمل نشناسد
گر سنگ رسد بر سرش از گل نشناسد
هوش مصنوعی: دیوانه او نمیتواند هیچ چیزی را تحمل کند و اگر سنگی بر سرش بیفتد، آن را هم با گل اشتباه میگیرد.
خاموشی ما بسکه در این باغ اثر کرد
کس بوی گل از ناله بلبل نشناسد
هوش مصنوعی: خاموشی ما چنان تأثیر عمیقی بر این باغ گذاشته که هیچکس دیگر نمیتواند بوی گل را از نالهی بلبل تشخیص دهد.
در دل غم و در دیده نگه بی تو غریب است
غارت زده اسباب تجمل نشناسد
هوش مصنوعی: در دل من غم و در چشمانم اشک است، بیتو احساس تنهایی میکنم. زیباییهای زندگی به ضارب تبدیل شده و دیگر چیزی از ارزشهایش را نمیشناسم.
بیگانگی است آنکه خریدار دل ماست
صید تو بجز دام تغافل نشناسد
هوش مصنوعی: کسی که دل ما را میخواهد، برای ما بیگانه است و کسی که به دنبال شکار تو باشد، جز دام بیتوجهی و غفلت هیچ چیز دیگری را نمیشناسد.
شد زنده جاوید اسیر از غم پنهان
تنها چو تویی شعله تنزل نشناسد
هوش مصنوعی: تنها کسی که در دل خود غم پنهانی دارد، مانند شعلهای است که پایین نمیآید و از زندگی جاودانه برخوردار است.