شمارهٔ ۴۶۷
اسیر شهرستانی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۴۶۷
در راه تو دل شتاب دارد
بیتاب تو گشته تاب دارد
از مستی چشم می پرستت
تا چشم پیاله خواب دارد
آه از دل آرمیده من
در خاک هم اضطراب دارد
زاهد تو به میکشان چه داری
صد حرف تو یک جواب دارد
از سایه او نمی توان رفت
خاصیت آفتاب دارد
شمارهٔ ۴۶۶: بهار می رسد و برگ عیشها دارد
شمارهٔ ۴۶۸: در دل خیال چشمش مست است و خواب دارد
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
در راه تو دل شتاب دارد
بیتاب تو گشته تاب دارد
هوش مصنوعی: در مسیر تو، دل بسیار شتابان است و به خاطر تو آرامش خود را از دست داده است.
از مستی چشم می پرستت
تا چشم پیاله خواب دارد
هوش مصنوعی: عشق و دلدادگی باعث میشود که حتی هنگام نوشیدن شراب و مستی، نگاه من به تو باشد، همچنان که چشمان پیاله در خواب به سر میبرند.
آه از دل آرمیده من
در خاک هم اضطراب دارد
هوش مصنوعی: دل آرام گرفته من حتی در زیر خاک هم ناآرامی و اضطراب دارد.
زاهد تو به میکشان چه داری
صد حرف تو یک جواب دارد
هوش مصنوعی: ای زاهد، تو که درباره میخواران حرفهای زیادی میزنی، همهی آنها به یک جواب ساده برمیگردند.
از سایه او نمی توان رفت
خاصیت آفتاب دارد
هوش مصنوعی: نمیتوان از زیر سایهی او دور شد، زیرا او مانند آفتاب است که همیشه در زندگیام وجود دارد.