برگردان به زبان ساده
نمی گنجد به محشر فوج عصیانی که من دارم
اجل شرمندگیها دارد از جانی که من دارم
هوش مصنوعی: به اندازه گناهانی که من دارم، در روز قیامت جایی برای آنها وجود ندارد و مرگ از وضعیت من خجالت میکشد.
نگهدارد خدا از چشم بد از چشم خوبش هم
کماندار آفتی برگشته مژگانی که من دارم
هوش مصنوعی: خداوند از چشم بد مراقبت کند و حتی از نگاه زیبا و خوب هم، که مانند تیرانداز به من آسیب میزند، حفاظت کند. مژگانی که من دارم ممکن است خطرناک شود.
مرا درد تو می سازد به آیینی که می باید
بسوزد روزگار از درد پنهانی که من دارم
هوش مصنوعی: درد تو باعث میشود که دلیلی برای سوختن داشته باشم، در حالی که روزگار به خاطر رنج پنهانی که در درونم احساس میکنم، باید بسوزد.
نمی پرسی، نمی خواهی، نمی جویی، نمی آیی
کجا دانسته ای حال پریشانی که من دارم
هوش مصنوعی: نمی پرسی، نمی خواهی، نمی جویی، نمی آیی؛ تو از کجا میدانی که من چقدر در حال پریشانی و بیقراری هستم؟
نمی دانم چه خواهد داد در محشر جواب من
ستمگر اول و آخر پشیمانی که من دارم
هوش مصنوعی: در روز حساب نمیدانم پاسخ من چه خواهد بود. آوای خاطر پشیمانی من از ظلمی که به خودم کردهام، همیشه با من است.