برگردان به زبان ساده
چه شد گردیدهام حیران، لبم خاموش میگردد
شب وصلت در و دیوار چشم و گوش میگردد
هوش مصنوعی: من به شدت گیج و متحیر شدهام، زبانم از بیان احساساتم ناتوان است و در شب وصال، همه چیز اطرافم، از چشمها و گوشها گرفته تا دیوارها و درها، به تماشا و گوش دادن مشغولند.
مروتپروری عاجزنوازی اینچنین باید
تحمل کیش میبیند تغافل کوش میگردد
هوش مصنوعی: رفتار مروتی و انساندوستی نیازمند این است که در برابر ناتوانی دیگران صبوری کنیم و بیتوجهی را در آغوش بکشیم.
چو مضمونی که در دل بگذرد نازکخیالان را
سخن هردم به گرد آن لب خاموش میگردد
هوش مصنوعی: وقتی موضوعی در دل بگذرد، کسانی که خیال نازکی دارند هر لحظه دور آن سکوت میکنند و دربارهاش صحبت نمیکنند.
نه ساقی میشناسد نی صراحی نی قدح نی می
دل دیوانه من خود به خود بیهوش میگردد
هوش مصنوعی: نه ساقی میداند که چه هست، نه ظرفی برای نوشیدنی، نه پیمانهای برای شراب. فقط دل دیوانه من خودش به حالت بیهوشی میرود.
گدازد سینه عاشق ز تاب دل اگر بیند
که دوزخ از پر پروانهای خسپوش میگردد
هوش مصنوعی: دل عاشق به شدت میسوزد و دچار درد میشود، اگر ببیند که جهنم به خاطر پروانهای که به آتش عشق دل بسته، دچار تغییر و تحول میشود.
اسیر از تیر مژگانی چنین عاجز شدم ور نه
ز تیر آه من افلاک جوشنپوش میگردد
هوش مصنوعی: من از تیر مژهی تو به قدری تحت تأثیر قرار گرفتهام که هیچ کاری از دستم برنمیآید، در حالی که اگر تیر آه من به کار بیفتد، آسمانها هم مانند زرهی به پوشش درمیآیند.