شمارهٔ ۸۵۷
اسیر شهرستانی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۸۵۷
داریم بر تو احترامی
دیدیم جواب از سلامی
گر باده سبو سبو نباشد
دریاب مرا به نیم جانی
ناکامی دهر قسمت ماست
ماییم که دیده ایم کامی
ای دل ز دلش وفا چه پرسی
در سوختگی هنوز خامی
صد درس جنون اسیر خواندی
داغم که هنوز ناتمامی
شمارهٔ ۸۵۶: دیده خاک راه جولان تو بودی کاشکی
شمارهٔ ۸۵۸: هر جلوه که در دیده ما کرده سلامی
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
داریم بر تو احترامی
دیدیم جواب از سلامی
هوش مصنوعی: ما به تو احترام گذاشتیم و امیدواریم که جواب سلاممان را بشنوی.
گر باده سبو سبو نباشد
دریاب مرا به نیم جانی
هوش مصنوعی: اگر شراب در جام نباشد، ای کاش مرا در نیمه جانم درک کنی.
ناکامی دهر قسمت ماست
ماییم که دیده ایم کامی
هوش مصنوعی: عدم موفقیت و ناکامی در زندگی به سرنوشت ما تعلق دارد، اما این ما هستیم که به تجربه و با چشم خود کامیابیها را دیدهایم.
ای دل ز دلش وفا چه پرسی
در سوختگی هنوز خامی
هوش مصنوعی: ای دل، چرا درباره وفای او سوال میکنی؟ در حالی که در آتش عشق سوختم، هنوز هم خام و نادان هستم.
صد درس جنون اسیر خواندی
داغم که هنوز ناتمامی
هوش مصنوعی: به تو درسهای بسیاری آموزش دادهام که هنوز هم دردی در دلم باقی مانده است و نتوانستهام آن را تمام کنم.