برگردان به زبان ساده
چو اخگر شعله پرورد است مغز استخوان من
چه منتها که دارد گرمی عشقت به جان من
هوش مصنوعی: همچون زغالی که شعلهای را به وجود میآورد، وجود من نیز تحت تأثیر عشق تو قرار دارد. با این حال، عشق تو گرمای ویژهای را به وجودم میبخشد که برایم بسیار ارزشمند است.
در آتش گر نباشم سوختن بیکار می ماند
چراغ شعله روشن می شود از دودمان من
هوش مصنوعی: اگر من در آتش نباشم، سوختن بیفایده خواهد بود. شعله و نوری که میدرخشد، از نسل من روشن میشود.
چه سازم با هجوم آرزو کز بیم خوی او
محبت هم نگردد قاصد راز نهان من
هوش مصنوعی: چه کار میتوانم بکنم با هجوم آرزوها که از ترس خود او، محبت هم نمیتواند پیام رازهای پنهان من را برساند.
امید آشنایی از وفا بیگانه ای دارم
کز استغنا خیالش هم نگردد همزبان من
هوش مصنوعی: من از وفاداری یک غریبه به امید آشنایی دارم؛ کسی که حتی در خیال خود نیز به من نزدیک نمیشود و هم صحبت من نمیگردد.
چرا قدر اسیر خود نداند چین ابرویش
که عمری کرده از تیغ تغافل امتحان من
هوش مصنوعی: چرا کسی که اسیر محبت من است، ارزش زیبایی و جذابیت ابروهایش را نمیداند؟ او سالهاست که با بیتوجهیاش مرا آزمایش کرده و من را در سختی و تردید نگه داشته است.