برگردان به زبان ساده
جنون نمی کند از خویشتن جدا ما را
چه احتیاج به یاران آشنا ما را
هوش مصنوعی: دیوانگی ما را از خود جدا نمیکند، پس به چه نیازی به دوستان آشنا داریم؟
اگر چه ساده خیالیم ساده لوح نه ایم
کدام وعده چه دل دیده ای کجا ما را
هوش مصنوعی: ما شاید در فکر و خیالات خود ساده باشیم، اما احمق نیستیم. کدام وعده یا وعدههایی را دیدهای که ما به آنها اعتماد کنیم؟
کشیده تیغ و تغافل گرفته دامانش
کجا شناخته آن ترک میرزا ما را
هوش مصنوعی: دختر زیبا با تیغی در دست و در حالی که به عمد خود را بیتوجه نشان میدهد، کجا میتواند حقیقت احساسات ما را بشناسد؟
خجل ز همرهی مستی و خمار شدیم
بگو چه رنگ برآرد دگر وفا ما را
هوش مصنوعی: ما از همراهی با حالتی مست و سرخوش شرمندهایم. بگو که دیگر وفای ما چه رنگ و حالتی خواهد داشت؟
اگر شویم نهان در غبار ساختگی
سراغ می دهد از رنگ ما حیا ما را
هوش مصنوعی: اگر در پنهانی و بیخبر از دیگران باشیم، باز هم رنگ و حالتمان نشاندهندهی شخصیت و منش ما خواهد بود و حیای ما را آشکار خواهد کرد.
کسی نداشت که سررشته را نگه دارد
کرایه کرد زدیوانگی وفا ما را
هوش مصنوعی: کسی نبود که امور را مدیریت کند، به خاطر جنون عشق، وفای ما را به اجاره گذاشتیم.
چنان به عربده سر می کند که پنداری
خریده است جنون برهنه پا ما را
هوش مصنوعی: او به قدری به سر و صدا و جنجال میپردازد که گویی با بیاختیاری و دیوانگی، ما را به بند کشیده است.
اگر اسیر دیار فرنگ هم گردیم
نمی خرد کسی از دولت حیا ما را
هوش مصنوعی: حتی اگر در کشور فرنگ هم گرفتار شویم، هیچ کس از ارزش و احترام ما به خاطر حیا و وقارمان چیزی کم نمی کند.