شمارهٔ ۲۴۸
اسیر شهرستانی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۴۸
آه بی تاثیر من تیر من است
هر که از من می برد پیر من است
سر به سر خواب پریشان دلم
خاطر آشفته تعبیر من است
گرد می خیزد ز دل جای نفس
خوش خرابم وقت تعمیر من است
گشته ام دیوانه زلف کسی
معنی پیچیده زنجیر من است
از ندامت ابر رحمت می چکد
هر گناهی عذر تقصیر من است
شمارهٔ ۲۴۷: دریا نمی ز اشک نمک پرور من است
شمارهٔ ۲۴۹: دل پروانه فروغ گهر راز من است
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آه بی تاثیر من تیر من است
هر که از من می برد پیر من است
هوش مصنوعی: ناله و آه من هیچ تاثیری ندارد؛ هرکس که از من دور میشود، به نوعی من را پیر و فرسوده میکند.
سر به سر خواب پریشان دلم
خاطر آشفته تعبیر من است
هوش مصنوعی: تمام افکار و احساسات نا آرامی که در دلم میگذرد، نشانهای از خوابهای آشفتهام است.
گرد می خیزد ز دل جای نفس
خوش خرابم وقت تعمیر من است
هوش مصنوعی: غبار و آلودگی از دل برمیخیزد و نشانهی نفسی خوش در من است. این زمان فرصت مناسبی برای ترمیم و اصلاح حال من است.
گشته ام دیوانه زلف کسی
معنی پیچیده زنجیر من است
هوش مصنوعی: من به خاطر محبت کسی دیوانه شدهام و این عشق مانند زنجیری پیچیده و سنگین بر من فشار میآورد.
از ندامت ابر رحمت می چکد
هر گناهی عذر تقصیر من است
هوش مصنوعی: از احساس پشیمانی، باران رحمت خداوند بر دلمان فرو میریزد و هر خطایی که مرتکب شدهام، به نوعی بهانهای برای عذرخواهی من از اوست.