غزلیات
رفیق اصفهانی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
شمارهٔ ۱ : بُوَد که درگذرند از گناهکاریِ ما
شمارهٔ ۲ : به سر دارم هوای سجده خاک آستانی را
شمارهٔ ۳ : رخت ای ماهرخ، ماهست، ماه دلفریب اما
شمارهٔ ۴ : اگر بودی اثر فریاد ما را
شمارهٔ ۵ : با غیر دیدم آن صنم سیم ساق را
شمارهٔ ۶ : شب هجران همه دیدند یاران حال زارم را
شمارهٔ ۷ : ای روی نکرده سوی دلها
شمارهٔ ۸ : کجا میل گلستان است ما را
شمارهٔ ۹ : جفاکاری، چه می دانی تو یارا
شمارهٔ ۱۰ : ای دلبری کز دلبران همتا نمیبینم تو را
شمارهٔ ۱۱ : برد آن نامسلمان گر دل و جان اینچنین ما را
شمارهٔ ۱۲ : هستم ز کوی آن بت گل پیرهن جدا
شمارهٔ ۱۳ : تا کی خبر ز روز سفر می دهی مرا
شمارهٔ ۱۴ : راضیم هر چه می داری به این خواری مرا
شمارهٔ ۱۵ : از بهر یار دیده به کار است بس مرا
شمارهٔ ۱۶ : از آن مژگان تر جاروب کردم آستانش را
شمارهٔ ۱۷ : حیف از تو ای پری که شوی یار با رقیب
شمارهٔ ۱۸ : تا ماه رسیده آهم امشب
شمارهٔ ۱۹ : اهل وطن بهم همه یارند و من غریب
شمارهٔ ۲۰ : ای به زیبائی رخت چون آفتاب
شمارهٔ ۲۱ : بود اگر با قد موزون آفتاب
شمارهٔ ۲۲ : گر نیست به یاران ز وفا یار، مصاحب
شمارهٔ ۲۳ : آن را که نیست آگهی اصلا ز سر غیب
شمارهٔ ۲۴ : در موسمی که خیمه زند در چمن سحاب
شمارهٔ ۲۵ : طغیان چو کرد عشق به دل فکر خانه نیست
شمارهٔ ۲۶ : گلستان خرم است و گل ببار است
شمارهٔ ۲۷ : نگار من عجب زیبا نگاری است
شمارهٔ ۲۸ : نگار من چو تو زیبا نگار بسیار است
شمارهٔ ۲۹ : مر مکش که ترا می کنند خلق ملامت
شمارهٔ ۳۰ : تو را میخانه ای بت تا مقام است
شمارهٔ ۳۱ : از هر رهی که دیده ام آن مه گذشته است
شمارهٔ ۳۲ : نه ماه من ز پری رسم دلبری آموخت
شمارهٔ ۳۳ : این چین فکنده در جبین کیست
شمارهٔ ۳۴ : بعد عمری کاری پسر می بینمت
شمارهٔ ۳۵ : مرا تا جان بجسم ناتوان است
شمارهٔ ۳۶ : به من هر کار آن پرکار کرده است
شمارهٔ ۳۷ : به تن تا جان غم فرسود من هست
شمارهٔ ۳۸ : گر رفت جان و جسمم شد خاک آستانت
شمارهٔ ۳۹ : درد من از تو دوا گشت؟ نگشت
شمارهٔ ۴۰ : با آنکه وفادارتر از من دگری نیست
شمارهٔ ۴۱ : تا دست می دهد می و معشوق می پرست
شمارهٔ ۴۲ : همین نه در دل من صبر، دلستان نگذاشت
شمارهٔ ۴۳ : عاشق مگو که عاقل و فرزانه خوشتر است
شمارهٔ ۴۴ : یار اگر بیگانه از اغیار باشد خوشتر است
شمارهٔ ۴۵ : چشم من، پنهان ز چشم مردمان میخواهمت
شمارهٔ ۴۶ : زاهد به جرم مستی عشقم، شتاب چیست
شمارهٔ ۴۷ : جانم ز تن درآمد و در سر هوای تست
شمارهٔ ۴۸ : تو گر خون ریزیم ممنونم ای دوست
شمارهٔ ۴۹ : بود هر درد را درمان شکی نیست
شمارهٔ ۵۰ : بی قرارم از فراق یار یار من کجاست
شمارهٔ ۵۱ : جز جفاکار تو با من ز جفا کاری نیست
شمارهٔ ۵۲ : صد جفا بر دلم از یار جفاکاری هست
شمارهٔ ۵۳ : به جان و دل مرا پیوند از آن است
شمارهٔ ۵۴ : آنکه از عار به یاران نشود یار اینست
شمارهٔ ۵۵ : آن را که به کف سیمی و در دست زری نیست
شمارهٔ ۵۶ : ز خلق تا اثر و از جهان نشانی هست
شمارهٔ ۵۷ : نه روی گل چو روی دل آرای دلبر است
شمارهٔ ۵۸ : منم که مهرهٔ بخت مرا گشادی نیست
شمارهٔ ۵۹ : برده دل از من پریرویی نمیگویم که کیست
شمارهٔ ۶۰ : کسی چون تو بلا هرگز ندیده است
شمارهٔ ۶۱ : دیدن آن سرو نازم آرزوست
شمارهٔ ۶۲ : کار من مهر تو و پیشه تو کین منست
شمارهٔ ۶۳ : با کوی یار روضه ی دارالقرار چیست
شمارهٔ ۶۴ : بهر تو مرا پیشکشی جز دل و جان نیست
شمارهٔ ۶۵ : بیمار درد را که دوا درد دیگر است
شمارهٔ ۶۶ : فصل گل شد، سیر باغ و بوستانم آرزوست
شمارهٔ ۶۷ : ماهی تو و جات طرف بامت
شمارهٔ ۶۸ : دریغ یار عزیزم که از وفا عاری است
شمارهٔ ۶۹ : چنان گشته کامم ز ایام تلخ
شمارهٔ ۷۰ : کی به حسن آن که پریچهره و مهوش باشد
شمارهٔ ۷۱ : چه باشد گر ترا ویرانه ی من خانه ای باشد
شمارهٔ ۷۲ : مرا در جسم تا جان آفریدند
شمارهٔ ۷۳ : هر کس به ره وفا نشیند
شمارهٔ ۷۴ : دلدار من به زاری اگر یار من شود
شمارهٔ ۷۵ : با غیر یار ترسم اگر یار من شود
شمارهٔ ۷۶ : نه خود با من جفا آن بی وفا کرد
شمارهٔ ۷۷ : چه می در جام من پیر مغان کرد
شمارهٔ ۷۸ : به من یارم سر یاری ندارد
شمارهٔ ۷۹ : غمش جا در دلم تنها ندارد
شمارهٔ ۸۰ : به دل هر کس غم جانان ندارد
شمارهٔ ۸۱ : مرا دیوانه آن جانانه دارد
شمارهٔ ۸۲ : به عالم شادمان رندی زید کز هر غمی خندد
شمارهٔ ۸۳ : مرا خاطر از آن بی غم نباشد
شمارهٔ ۸۴ : از برم ای نگار حور نژاد
شمارهٔ ۸۵ : تا کی ای زیبا صنم تا چند ای حوری نژاد
شمارهٔ ۸۶ : مرا به باده کشی کاش آنکه عیب کند
شمارهٔ ۸۷ : هر که یک لحظه حدیث غم من گوش کند
شمارهٔ ۸۸ : نمی خواهی دلم چون شاد [و] می خواهی غمین باشد
شمارهٔ ۸۹ : زین پریشانان مکش دامن که حیران تواند
شمارهٔ ۹۰ : ترک تو چون ز دل کسی ای دلستان کند
شمارهٔ ۹۱ : دلش دادم که با او همدم و هم خانه خواهم شد
شمارهٔ ۹۲ : گر چرخ فلک با همه کس جور و جفا کرد
شمارهٔ ۹۳ : خوش آنکه شب غمم سر آید
شمارهٔ ۹۴ : فغان که مدعیان از منت جدا کردند
شمارهٔ ۹۵ : دلم به وصل تو روزی که شادمان باشد
شمارهٔ ۹۶ : کی جز تو در دل من دلدار دیگر آید
شمارهٔ ۹۷ : غنچه و سرو کار آن قد و دهن نمی کند
شمارهٔ ۹۸ : ز کوی یار به من زان خبر نمی آید
شمارهٔ ۹۹ : آنچنان از تب عشق تو تنم میسوزد
شمارهٔ ۱۰۰ : خوشا کسی که کباب و شراب با تو خورد
شمارهٔ ۱۰۱ : آن جفا پیشه که منعش ز جفا نتوان کرد
شمارهٔ ۱۰۲ : نه مهر، خوبی روی ترا نه مه دارد
شمارهٔ ۱۰۳ : مگر از سینه ی من دل برآید
شمارهٔ ۱۰۴ : دانی که از هجران تو بر ما چه شبها بگذرد
شمارهٔ ۱۰۵ : مرا با یار خود ای کاش بگذارند و کار خود
شمارهٔ ۱۰۶ : گر ناله ی زارم اثری داشته باشد
شمارهٔ ۱۰۷ : چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد
شمارهٔ ۱۰۸ : به من هر روز آن پیمان گسل پیمان از آن بندد
شمارهٔ ۱۰۹ : سوی آن کز تو دلش خوش به نگاهی باشد
شمارهٔ ۱۱۰ : عاشق یاری جفا بسیار میباید کشید
شمارهٔ ۱۱۱ : کی به من رحم دگر خواهی کرد
شمارهٔ ۱۱۲ : بینم اگر به جز تو زیانم بدیده باد
شمارهٔ ۱۱۳ : شوخی که آشنا بکسی غیر ما نبود
شمارهٔ ۱۱۴ : نکویان را وفا آئین پسندند
شمارهٔ ۱۱۵ : دلم با ناتوانی پاس چشم یار هم دارد
شمارهٔ ۱۱۶ : ای کرده ز خود بی خبرت یاد خداداد
شمارهٔ ۱۱۷ : به رهی چو پادشاهان گذر آن پسر ندارد
شمارهٔ ۱۱۸ : هرگز به دلم یاد تو ای ماه نیامد
شمارهٔ ۱۱۹ : کو عاشق آزاری چو او تا عاشق زارش کند
شمارهٔ ۱۲۰ : گفتم آن لعل لب از شیره جان ساختهاند
شمارهٔ ۱۲۱ : این ماه که جا به بام دارد
شمارهٔ ۱۲۲ : نه ضعف تن ز جانم سیر دارد
شمارهٔ ۱۲۳ : لعل جانان یارب از جان ساختند
شمارهٔ ۱۲۴ : گر نسوزد دل دلدار به من جا دارد
شمارهٔ ۱۲۵ : گر چنین دلبر من آفت جان خواهد شد
شمارهٔ ۱۲۶ : هر که را یاد تو در دل نفسی می آید
شمارهٔ ۱۲۷ : گر جهان از ماه تا ماهی از آن من شود
شمارهٔ ۱۲۸ : خوش آنکه مرا کشته به میدان تو یابند
شمارهٔ ۱۲۹ : شاه من با خیل خوبان چون ز راهی بگذرد
شمارهٔ ۱۳۰ : گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد
شمارهٔ ۱۳۱ : گلعذاران نگار من نگرید
شمارهٔ ۱۳۲ : چکنم که باز آمد شب و یار من نیامد
شمارهٔ ۱۳۳ : گر از دل و جان صبر و سکون شد شده باشد
شمارهٔ ۱۳۴ : دایم به تو این گرمی بازار نماند
شمارهٔ ۱۳۵ : ندانستی گرم شاد از نگاه گاه گاه خود
شمارهٔ ۱۳۶ : آنکه ما را شیوهٔ تعلیم جز یاری نداد
شمارهٔ ۱۳۷ : قاتل من ترک قتل بی گناهی هم نکرد
شمارهٔ ۱۳۸ : شاد باد آنکه ز ناشادی من یاد نکرد
شمارهٔ ۱۳۹ : لب تشنه ایم افغان زان نوش لب که دارد
شمارهٔ ۱۴۰ : ز ما ترک سهیقدان رعنا برنمیآید
شمارهٔ ۱۴۱ : گر مصور مه من نقش تو دلخواه کشد
شمارهٔ ۱۴۲ : خوشا بادی که با آن باد گرد کوی یار آید
شمارهٔ ۱۴۳ : نمیگویم ترا مهر و وفا اصلا نمیباشد
شمارهٔ ۱۴۴ : بی وفائی که علاج دل پرخونم کرد
شمارهٔ ۱۴۵ : بهار آمد و یار کسی نمیآید
شمارهٔ ۱۴۶ : آن که لطفش گره از خاطر ما بگشاید
شمارهٔ ۱۴۷ : در نیکوئی آفت جهان شد
شمارهٔ ۱۴۸ : غمین عشق غم روزگار کم دارد
شمارهٔ ۱۴۹ : جلوه که آن تازه جوان می کند
شمارهٔ ۱۵۰ : نهادم بهر شرح شوق هر گه خامه بر کاغذ
شمارهٔ ۱۵۱ : دل به نازی برد از من باز طناز دگر
شمارهٔ ۱۵۲ :
شمارهٔ ۱۵۳ : خواهم شکست زاهد چون در بهار دیگر
شمارهٔ ۱۵۴ : دیدن قاصد خوش و خوشتر از آن پیغام یار
شمارهٔ ۱۵۵ : ما را چو تو نیست یار دیگر
شمارهٔ ۱۵۶ : روی تو یا آفتابست ای پسر
شمارهٔ ۱۵۷ : هر دم ای یار ز تو می کشم آزار دگر
شمارهٔ ۱۵۸ : زان نور دو دیده تا شوم دور
شمارهٔ ۱۵۹ : از جان بهر صد بار اگر گویند جانی ای پسر
شمارهٔ ۱۶۰ : نمی شوم ز سگ کوی او جدا هرگز
شمارهٔ ۱۶۱ : روزم سیاه شد ز نگاه کلاه دوز
شمارهٔ ۱۶۲ : بوده است ترا داغ نگاری نه و هرگز
شمارهٔ ۱۶۳ : به سینه خون شد و دلدار غافلست هنوز
شمارهٔ ۱۶۴ : شد سبزه ی خط از لب آن ماه لقاسبز
شمارهٔ ۱۶۵ : گر دهد بلبل ز شوق روی گل جان در قفس
شمارهٔ ۱۶۶ : غیر از سگ درش ز کسی حال ما مپرس
شمارهٔ ۱۶۷ : نمود چون مه نو رخ ز طرف بام افسوس
شمارهٔ ۱۶۸ : گر بهای می ستاند خرقه پیر میفروش
شمارهٔ ۱۶۹ : شکر کز انجام خوب و خوبتر ز آغاز خویش
شمارهٔ ۱۷۰ : ای همه جای تو خوش ای همه اعضای تو خوش
شمارهٔ ۱۷۱ : دل هر کس به کاری خوش من و عشق نگاری خوش
شمارهٔ ۱۷۲ : مهی دارم ندیده کس مثالش
شمارهٔ ۱۷۳ : اگر روزی دهم صد بار جان نادیده دیدارش
شمارهٔ ۱۷۴ : دلارامی که غافل نیستم یک لحظه از یادش
شمارهٔ ۱۷۵ : به صورت ماه را گفتم شبی چون روی نیکویش
شمارهٔ ۱۷۶ : ترا یک بار اگر گیرم در آغوش
شمارهٔ ۱۷۷ : منم آن عاشق سرگشته که بر خاک درش
شمارهٔ ۱۷۸ : از عشق تو در ملالتم کاش
شمارهٔ ۱۷۹ : با ناله و آه همنشین باش
شمارهٔ ۱۸۰ : به گلشن بگذرد گر با چنین قد و چنان عارض
شمارهٔ ۱۸۱ : صبر کردم بر جفای او غلط کردم غلط
شمارهٔ ۱۸۲ : بی تو ای رخشنده اختر زاختر رخشان چه حظ
شمارهٔ ۱۸۳ : منم از چشم سیاهی به نگاهی قانع
شمارهٔ ۱۸۴ : با رقیب از سر نو عهد و وفا بست دریغ
شمارهٔ ۱۸۵ : صدق و کذب من و اغیار نمیدانی حیف
شمارهٔ ۱۸۶ : ای دلبر نازنین شمائل
شمارهٔ ۱۸۷ : کشد بهر وفا تا کی جفا دل
شمارهٔ ۱۸۸ : رفتی و رفت از غمت ای غمگسار دل
شمارهٔ ۱۸۹ : تو رشک گلشنی با کاکل و رخسار و قد ای گل
شمارهٔ ۱۹۰ : داند کدام سنگدلم کرده تنگدل
شمارهٔ ۱۹۱ : باور کس نشود قصه ی بیماری دل
شمارهٔ ۱۹۲ : ز تیغ ناز شوخی میتپد دل
شمارهٔ ۱۹۳ : آمدی رفتی از برم غافل
شمارهٔ ۱۹۴ : نثار راه جانان کی سزد جانی که من دارم
شمارهٔ ۱۹۵ : عیانست از رخ کاهی، ز اشک ارغوانی هم
شمارهٔ ۱۹۶ : چه حسن است اینکه گر صد بار رویت هر زمان بینم
شمارهٔ ۱۹۷ : بیا ای مونس شبهای تارم
شمارهٔ ۱۹۸ : گرفتم ز نادیدنت خون نگریم
شمارهٔ ۱۹۹ : پاک و پاکیزه است اصل گوهرم
شمارهٔ ۲۰۰ : همه از عشق من مات و من از عشق تو حیرانم
شمارهٔ ۲۰۱ : نیاید تا به لب از ضعف جانم
شمارهٔ ۲۰۲ : چنان ز عشق تو بدنام خلق ایامم
شمارهٔ ۲۰۳ : ای کرده جوانی تو پیرم
شمارهٔ ۲۰۴ : روزگاری روز خوش از وصل یاری داشتم
شمارهٔ ۲۰۵ : به حسرت ای پری می دانی از کویت چسان رفتم
شمارهٔ ۲۰۶ : پیاله داد بدستم سبو نهاد به دوشم
شمارهٔ ۲۰۷ : تا چند جدا ز یار باشم
شمارهٔ ۲۰۸ : به کوی یار باشد مدعی را راه و مسکن هم
شمارهٔ ۲۰۹ : نداده هیچ جایی شور عشقی هیچ کس یادم
شمارهٔ ۲۱۰ : چگونه از سر کوی کسی بار سفر بندم
شمارهٔ ۲۱۱ : نمیکرد از غم جان دادن آزادم چه میکردم
شمارهٔ ۲۱۲ : من دوستی به غیر برای تو میکنم
شمارهٔ ۲۱۳ : به قربان قد و بالات گردم
شمارهٔ ۲۱۴ : هر جا به خاک پا نهم از گریه تر کنم
شمارهٔ ۲۱۵ : امروز بی تو خاک چنین گر به سر کنم
شمارهٔ ۲۱۶ : بر آن سرم که دل به دلبری ندهم
شمارهٔ ۲۱۷ : ما را نه چشم یاری نه یار مهربان هم
شمارهٔ ۲۱۸ : زار از سر کوی یار رفتیم
شمارهٔ ۲۱۹ : به جانم از غم جانان چه سازم
شمارهٔ ۲۲۰ : از کوی تو غیر رفت و ما هم
شمارهٔ ۲۲۱ : بود صیاد خوشدل تا من ناشاد مینالم
شمارهٔ ۲۲۲ : دل چیست تا به دست تو ای دلستان دهم
شمارهٔ ۲۲۳ : شب تا به روز بر سر کویت فغان کنم
شمارهٔ ۲۲۴ : نه تنها در ره یاری جفا زان بی وفا دیدم
شمارهٔ ۲۲۵ : چو در کنار رقیبان ترا نظاره کنم
شمارهٔ ۲۲۶ : چو من از هجر آن لیلی لب شیرین دهن میرم
شمارهٔ ۲۲۷ : تا از تو دور ای در نایاب مانده ام
شمارهٔ ۲۲۸ : به عالم حاصلی جز غم ندارم
شمارهٔ ۲۲۹ : شود چون شب بروزو روزگار خویشتن گریم
شمارهٔ ۲۳۰ : مگذار که از حسرت دیدار بمیرم
شمارهٔ ۲۳۱ : من توبه ز صهبا چکنم گر نتوانم
شمارهٔ ۲۳۲ : بی تو جانا زندگانی چون کنم
شمارهٔ ۲۳۳ : شنیدمت که به حسنی فزون ز ماه چو دیدم
شمارهٔ ۲۳۴ : به از عشق و گدایی منصب و جاهی نمیدانم
شمارهٔ ۲۳۵ : دوستان را به خود از بهر تو دشمن کردم
شمارهٔ ۲۳۶ : خوش آنکه جان به پایت ای دلستان فشانم
شمارهٔ ۲۳۷ : ز جور دوست گر خود را به کام دشمنان دیدم
شمارهٔ ۲۳۸ : از درت امروز و فردا ای دلارا می روم
شمارهٔ ۲۳۹ : حال بسیار ناخوشی دارم
شمارهٔ ۲۴۰ : به کار مشکل خود یاری از یاری نمیبینم
شمارهٔ ۲۴۱ : زان دم که با تو عهد گسل عهد بسته ام
شمارهٔ ۲۴۲ : به بلا زار و مبتلا که منم
شمارهٔ ۲۴۳ : رخت جنت قدت طوبی است گفتم
شمارهٔ ۲۴۴ : از لطف نمی بینی سویم چه خطا کردم
شمارهٔ ۲۴۵ : به عالم حاصلی جز غم ندارم
شمارهٔ ۲۴۶ : چند از دست تو سوزد جان من
شمارهٔ ۲۴۷ : پس از کشتن گذاری بر مزارم میتوان کردن
شمارهٔ ۲۴۸ : بیا ای بت دمی در کعبه از بتخانه مسکن کن
شمارهٔ ۲۴۹ : شد جان پاکان در رهت از بسکه خاک ای نازنین
شمارهٔ ۲۵۰ : دلم خواهد که جان در راه خوبان
شمارهٔ ۲۵۱ : رخ مانند گلبرگ ترش بین
شمارهٔ ۲۵۲ : دور شد از یکدگر دور ز جانان من
شمارهٔ ۲۵۳ : ز خوناب دل و از دیده خونابه بار من
شمارهٔ ۲۵۴ : نداند کاش قدر مهر من مهرآزمای من
شمارهٔ ۲۵۵ : با من آن نامهربان مه مهربان خواهد شدن
شمارهٔ ۲۵۶ : خوشم بسایه ات ای سرو نازپرور من
شمارهٔ ۲۵۷ : به غیر دل که کند تا سحر فغان با من
شمارهٔ ۲۵۸ : صید سگان ایندرم تیع جفا بر من مزن
شمارهٔ ۲۵۹ : عاشقان را به جفا خوار مکن
شمارهٔ ۲۶۰ : به عمر خضر جدا از تو نیستم خرسند
شمارهٔ ۲۶۱ : من نه در پیری ز هجر آن جوانم ناتوان
شمارهٔ ۲۶۲ : دل نه همین می برد از من حسن
شمارهٔ ۲۶۳ : به کار عشق خوشم خود چه کار بهتر ازین
شمارهٔ ۲۶۴ : بیندیش ای پسر از آفت چشم بداندیشان
شمارهٔ ۲۶۵ : خوش است در سرمه روی نیکوان دیدن
شمارهٔ ۲۶۶ : آن می که هست آّب خضر شرمسار از آن
شمارهٔ ۲۶۷ : شد چو شب روزم سیاه از دست تو
شمارهٔ ۲۶۸ : کس را اگر یاری بود ای یار یاری همچو تو
شمارهٔ ۲۶۹ : نه صبر دارم و نه تاب و نه توان بی تو
شمارهٔ ۲۷۰ : دو دلستان که بلای دلند و جان هر دو
شمارهٔ ۲۷۱ : با این همه بی وفائی تو
شمارهٔ ۲۷۲ : گر سر ببرندم نکشم پا ز در تو
شمارهٔ ۲۷۳ : دشمنی آن قدر که با ما تو
شمارهٔ ۲۷۴ : گل خوار بود چو خار بی تو
شمارهٔ ۲۷۵ : جان و دلم راست صد رخنه هر سو
شمارهٔ ۲۷۶ : خوش تر ز طوبی است به خوبی نهال تو
شمارهٔ ۲۷۷ : افکند مرد چنین گر نگه پرفن تو
شمارهٔ ۲۷۸ : آمد ز خانه بیرون در دست جام باده
شمارهٔ ۲۷۹ : این همه الفت به غیر از من جدایی این همه
شمارهٔ ۲۸۰ : ای می فروش آزادیم زین سبحهٔ صددانه ده
شمارهٔ ۲۸۱ : تا لاله و گل هست میان گل و لاله
شمارهٔ ۲۸۲ : تنی دارد بنامیزد ز جان به
شمارهٔ ۲۸۳ : بیجهت توسن کین تاختهای یعنی چه؟
شمارهٔ ۲۸۴ : تا کلک قضا رقم کشیده
شمارهٔ ۲۸۵ : عادت به این مکن که کنی جور و کین همه
شمارهٔ ۲۸۶ : جان می کندم ز تن کناره
شمارهٔ ۲۸۷ : به چرخ اگر چه فزونست از شماره ستاره
شمارهٔ ۲۸۸ : کشم جور از غمت ای نازنین ماه
شمارهٔ ۲۸۹ : دقیقه فهم و ادا دان و نکته دان شده ای
شمارهٔ ۲۹۰ : بازم چو شمع آتش به جان زد آتشینرخسارهای
شمارهٔ ۲۹۱ : ای خوی بد ای دلبر بدخو که تو داری
شمارهٔ ۲۹۲ : کی تو چو من ای نگار داری
شمارهٔ ۲۹۳ : نظر سوی دل افگاری نداری
شمارهٔ ۲۹۴ : بخشم از من گذر کردی و رفتی
شمارهٔ ۲۹۵ : ز تست ما را امید یاری به توست ما را امیدواری
شمارهٔ ۲۹۶ : خوش آنکه کشی باده و از خانه برآیی
شمارهٔ ۲۹۷ : مرا محروم از آن آستان کردی نکو کردی
شمارهٔ ۲۹۸ : به غیر آن ماه را بیمهر با من مهربان کردی
شمارهٔ ۲۹۹ : خوشا روزی و حبذا روزگاری
شمارهٔ ۳۰۰ : شد روزها که دارم بی مهر روی ماهی
شمارهٔ ۳۰۱ : بسی ز اهل وفا گرچه از جفا کشتی
شمارهٔ ۳۰۲ : در چمن جلوه گر ای سرو قد ساده کنی
شمارهٔ ۳۰۳ : پیام من برسان ای نسیم صبح به جایی
شمارهٔ ۳۰۴ : از آن در سینه از من کینه داری
شمارهٔ ۳۰۵ : به لب رسیده مرا جان ز محنت دوری
شمارهٔ ۳۰۶ : ز می نام و نشان تا هست باقی
شمارهٔ ۳۰۷ : اگر رود سر من چون حباب بر سر می
شمارهٔ ۳۰۸ : ای قد تو سرو سهی روی تو گلبرگ طری
شمارهٔ ۳۰۹ : بندم از بند جدا گر تو جفا پیشه نمایی
شمارهٔ ۳۱۰ : جفاکارا به یاران جز جفا کاری نمیدانی
شمارهٔ ۳۱۱ : جفاکاری تو یارا جز جفاکاری چه میدانی؟
شمارهٔ ۳۱۲ : تو نامهربان مه همانی که بودی
شمارهٔ ۳۱۳ : برای مدعی ترک من ای پیمان شکن کردی
شمارهٔ ۳۱۴ : چنان گشته ام ناتوان از جدایی
شمارهٔ ۳۱۵ : دمی هزار جفا می کشم ز خوی فلانی
شمارهٔ ۳۱۶ : خوش آن محفل که هر دم ساغر می
شمارهٔ ۳۱۷ : ای دل ز تو خوش سالی و ماهی به نگاهی
شمارهٔ ۳۱۸ : نگاه دلکش و رفتار دلستان که تو داری
شمارهٔ ۳۱۹ : حیف از تو که با اهل وفا یار نباشی
شمارهٔ ۳۲۰ : جان من گر دل به دست دلستانی داشتی
شمارهٔ ۳۲۱ : وعدهٔ لطف و کرمها کردی
شمارهٔ ۳۲۲ : برد از دست دلها آورد چون پیش رو دستی
شمارهٔ ۳۲۳ : جور با ما می کنی تا می کنی