برگردان به زبان ساده
شب هجران همه دیدند یاران حال زارم را
یکی از حال زار من نکرد آگاه یارم را
هوش مصنوعی: در شب جدایی، همه دوستان حال نابسامان و اندوهگین من را مشاهده کردند، اما هیچیک از آنها از حال من باخبر نشدند و فقط یار من را میشناخت.
نباشد غیر برگ زرد و نارد جز بر حسرت
نهال آرزویم را و نخل انتظارم را
هوش مصنوعی: غیر از برگهای زرد و خار بر روی آرزوهایم و نخل انتظارم، چیزی نمیبینم.
مکن آشفته آن زلف پریشان را چنین، تا کی
کنی آشفته روزم را، پریشان روزگارم را
هوش مصنوعی: موهای پریشان و آشفتهات را اینگونه به هم نزن، چه میکنی با روزهای آشفته و پریشان من؟
چنان باشد که از جنت مرا در دوزخ اندازند
به گلشن گر برد باد از سر کویش غبارم را
هوش مصنوعی: به گونهای باشد که اگر مرا از بهشت به جهنم بیندازند، من در گلشن شاد و خوشحال خواهم بود اگر غبار قدمهای او بر باد برود.
رفیق از دیده بارد اشک چون باران، شب هجران
ببیند هر که اشک چشم و چشم اشکبارم را
هوش مصنوعی: دوست از چشمم اشک میریزد مانند باران، شب جدایی را میبیند هر کس که اشک چشمانم و چشمان اشکآلودم را مشاهده کند.