برگردان به زبان ساده
نیاید تا به لب از ضعف جانم
نمی آید به لب از دل فغانم
هوش مصنوعی: به دلیل ضعف و ناتوانی روح و جانم، نمیتوانم هیچ صدایی از دل به لب بیاورم.
به داغت سوختی جان من از هجر
چه می خواهی ز جان ناتوانم
هوش مصنوعی: از محبت تو دلم شکست و بیتابی کردم، از دوریات چه انتظاری از جان بیرمق من داری؟
مجو تاب و توان از من که بی تو
شد از تن تاب و رفت از دل توانم
هوش مصنوعی: از من انتظار نداشته باش که تاب و تحملی نشان دهم، زیرا بدون تو، قدرت و توانم از تنم رفته و از دل نیز ناتوان شدم.
ز جوی دیده اشک من روانست
که رفت از دیده آن سرو روانم
هوش مصنوعی: اشکهای من مانند جوی از چشمانم میریزد، چونکه آن سرو زیبای من از دیدگانم رفته است.
نمی بینی اگر خونین دلم را
نگاهی کن به چشم خون فشانم
هوش مصنوعی: اگر به درد دل خونین من نگاهی بیندازی، میبینی که چشمانم پر از اشک است.
نیاید غیر فکرت در ضمیرم
نباشد غیر ذکرت بر زبانم
هوش مصنوعی: فقط فکر تو در ذهن من است و هیچ چیزی جز یاد تو بر زبانم نیست.
رفیق از دوری آن مه شب و روز
رود آه و فغان بر آسمانم
هوش مصنوعی: دوست من، به خاطر دوری آن ماه، در روز و شب دچار اندوه و نالهای بر آسمانم.