برگردان به زبان ساده
به عالم حاصلی جز غم ندارم
ولی یک جو غم از عالم ندارم
هوش مصنوعی: در دنیای موجود فقط غم و اندوه را تجربه کردهام، اما با این حال، یک ذره از غم هم از این دنیا ندارم.
بجز غم در جهان همدم ندارم
ندارم خاطر خرم ندارم
هوش مصنوعی: به جز اندوه، هیچ همراه و همنشینی در این دنیا ندارم. خوشحالی و آرامش قلبی نیز برایم محال است.
چنان خو کرده ام با غم که کو غم (؟)
و گر غم هم نباشد غم ندارم
هوش مصنوعی: من آنقدر با غم و اندوه عادت کردهام که اگر هم غمی نباشد، دیگر حس نمیکنم که غمی وجود دارد.
کسی کابم زند بر آتش دل
به غیر از دیده ی پرنم ندارم
هوش مصنوعی: هیچکس جز چشمان گریان من نیست که بر آتش دل من آهی بزند.
بهر جورم که خواهی امتحان کن
که من در صبر پای کم ندارم
هوش مصنوعی: هر طور که میخواهی آزمایش کن، چون من در صبوری هیچ کم و کاستی ندارم.
ازان خوبا جفا کردم که هرگز
وفا چشم از بنی آدم ندارم
هوش مصنوعی: من از زیباییها بیوفایی کردم، زیرا هرگز انتظاری از انسانها ندارم.
من و جام دمادم زآنکه بی جام
امید زیستن یکدم ندارم
هوش مصنوعی: من و لیوان شراب همیشه در حال نوشیدنیم، زیرا بدون آن حتی یک لحظه هم نمیتوانم به زندگی ادامه دهم.
به دل بس داغ دارم لیک در دل
رفیق اندیشه مرهم ندارم
هوش مصنوعی: در دل خود درد و غم زیادی احساس میکنم، اما برای تسکین دردهای دوست و رفیقم هیچ راهحلی ندارم.