برگردان به زبان ساده
ای کرده جوانی تو پیرم
مپسند که از غمت بمیرم
هوش مصنوعی: ای جوانی، نگذار که احساس پیری در من شکل بگیرد، چرا که از غم تو جانم به لب میرسد.
گر کار به جان رسد دل از جان
برگیرم و از تو برنگیرم
هوش مصنوعی: اگر کار به جایی برسد که جانم در خطر باشد، دل را از جانم جدا میکنم، اما هرگز تو را فراموش نخواهم کرد.
تا طور تو گشت دلپسندم
تا طرز تو گشت دلپذیرم
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی تو دلنشین است، من هم خوشایند و دلپذیر میشوم.
جز ذکر تو نیست بر زبانم
جز فکر تو نیست در ضمیرم
هوش مصنوعی: جز یاد تو چیزی بر زبانم نیست و جز اندیشه تو در دل من وجود ندارد.
هر روز ز جان و هر شب از دل
بی روی تو ای مه منیرم
هوش مصنوعی: هر روز از جانم و هر شب از دل، بیتو که روشنیدهندهام هستی.
تا کی به ملک رسد خروشم
تا کی به فلک رسد نفیرم
هوش مصنوعی: چقدر دیگر صبر کنم تا صدایم به گوش دیگران برسد و تا کی فریاد من در آسمان ها طنینانداز خواهد شد؟
ابروی تو می کشد به تیغم
مژگان تو می زند به تیرم
هوش مصنوعی: ابروهای تو به گونهای است که گویی شمشیری به سمت من میکشد و مژگان تو مانند تیرهایی هستند که به قلبم میزنند.
گوید کشمت به تیغ اما
ترسم بکشد رفیق دیرم
هوش مصنوعی: میگوید که تو را با شمشیر بزنم، اما از این میترسم که دوستم که سالها با او بودهام، او را هم به خطر بندازم.