برگردان به زبان ساده
روزگاری روز خوش از وصل یاری داشتم
داشتم روز خوش و خوش روزگاری داشتم
هوش مصنوعی: زمانی بود که از وصال معشوق لذت میبردم و روزهای خوشی را سپری میکردم.
فارغ از بیم فراغ آسوده از امید وصل
نه غم هجری نه درد انتظاری داشتم
هوش مصنوعی: از عذاب جدایی بیخبر بودم و از امید به وصال هم آسوده بودم. نه غم دوری کسی را داشتم و نه دردی از انتظار.
دیده بر رخسار جانان دست در آغوش یار
جرأت بوسی و یارای کناری داشتم
هوش مصنوعی: در چهره محبوبم نگاه کردم و با کمال شهامت و دلیری توانستم او را در آغوش بگیرم و بوسهای به او بزنم، بدون اینکه از کنارش دور شوم.
نه دلم بی صبر بود از غم نه جانم بی قرار
هم بدل صبری و هم در جان قراری داشتم
هوش مصنوعی: نه دلم از غم بیصبر بود و نه جانم بیقرار، بلکه هم دلی آرام داشتم و هم روحی که در حالت سکون بود.
معتبر بودم به نزدیک سگان کوی دوست
با همه بی اعتباری اعتباری داشتم
هوش مصنوعی: در نزد سگهای کوی دوست، حقیقتاً به عنوان یک فرد محترم شناخته میشدم، حتی با وجود اینکه در دیگر جاها اعتبار نداشتم.
گرچه هرگز شیوه ی یاری نمی دیدم ز یار
داشتم خاطر به این خرم که یاری داشتم
هوش مصنوعی: هرچند هیچگاه روش کمک و یاری از دوست را ندیدهام، اما به خاطر این که دوستی دارم، همیشه خوشحال و سرزنده بودم.
بود تا کویش دیارم تا سگش یارم رفیق
خوش دیار و یاری و یار دیاری داشتم
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی دیدن معشوقم، حتی حاضر به دوستی با سگ او هستم. در گذشته رفیق و یاری داشتم که در دیاری خوش زندگی میکردیم.