برگردان به زبان ساده
گر بهای می ستاند خرقه پیر میفروش
خرقه را بفروش [و] در پیرانهسر جامی بنوش
هوش مصنوعی: اگر کسی بهای خاصی برای می طلبد، یعنی قیمت می را میگیرد، پیرِ میفروش هم که خرقهای دارد، بهتر است که آن خرقه را بفروشد و در سن پیری، نوشیدن یک جام را تجربه کند.
از پی ترک سماع و منع می ای محتسب
هر نفس مخروش چون نی هر زمان چون خم مجوش
هوش مصنوعی: به خاطر منع کردن از گوش دادن به موسیقی و نوشیدن شراب، ای نگهبان، هر لحظه مانند نی ناله کن و همانند جرعهای که در حال چرخش است، بیوقفه در حرکت باش.
من نه آن رندم که تا جان در بدن دارم دمی
ساغر صهبا نهم از کف سبوی می ز دوش
هوش مصنوعی: من آن شخصی نیستم که تا زمانی که زندهام، لحظهای از نوشیدن شراب و لذت بردن از آن خودداری کنم.
بیتو روز و شب دل و جانم نیاساید دمی
صبح تا شام از فغان و شام تا صبح از خروش
هوش مصنوعی: بدون تو، نه روز و نه شب، دلم و جانم آرام نمیگیرد. صبح تا شب از ناله و زاری، و شب تا صبح از فریاد و سر و صدا در رنج هستم.
بازگرد ای مایهٔ تسکین که تا رفتی تو رفت
از تن من تاب و طاقت وز دل من صبر و هوش
هوش مصنوعی: ای تسکیندهنده، برگرد. وقتی تو رفتی، توان و طاقت از وجودم رفت و صبر و آرامش از دل من رخت بر بست.
دل شود در بر تپان آید چو رخسارت به چشم
جان رود از تن برون آید چو گفتارت به گوش
هوش مصنوعی: وقتی چهرهات را میبینم، دل شاد و سرزنده میشود. گویا صدای تو که به گوش میرسد، جان از تنم پرواز میکند و از من جدا میشود.
پیش یار نکتهدان از عرض حال خود رفیق
با زبان بیزبانی باش گویا و خموش
هوش مصنوعی: در حضور دوست دانا، با حال خودت به صورت غیرمستقیم و بدون حرف زدن، ولی واضح و روشن، خودت را معرفی کن.