برگردان به زبان ساده
به لب رسیده مرا جان ز محنت دوری
فغان ز محنت دوریّ و درد مهجوری
هوش مصنوعی: حالم به قدری بد شده که از رنج دوری تو جانم به لب رسیده است. فریاد میزنم از درد جدایی و عذاب دوری.
زهی ز طره تو تیره عنبر سارا
زهی ز چهره تو منفعل گل سوری
هوش مصنوعی: عجب از اینکه از موهایت بوی خوش مشکی برمیخیزد و عجب از اینکه چهرهات چنان زیباست که گویی گل سرخ تحت تأثیر آن قرار گرفته است.
ز پرده مست برآ تا کنند زاهد و شیخ
بدل به جامه مستی لباس مخموری
هوش مصنوعی: از پرده مستی بیرون بیا و به زاهد و شیخ نشان بده که چگونه میتوانند به حالت مستی و نشئهوار لباس بپوشند.
طبیب من تو که چون یوسف از تو بس زن و مرد
نجات یافته از رنج پیری و کوری
هوش مصنوعی: تو پزشک من هستی و مانند یوسف، بسیاری از مردان و زنان را از رنجهای ناشی از پیری و کوری نجات دادهای.
چه حالتست که از تو نصیب و قسمت من
همیشه خستگی است و مدام رنجوری
هوش مصنوعی: چرا همیشه من نصیبم خستگی و رنجوری است؟ چه حالتی است که اینقدر از تو دورم و در رنج به سر میبرم؟
رفیق را لب میگون و نرگس مستت
بود می عنبیّ و شراب انگوری
هوش مصنوعی: دوستانهام لبانی مانند گل میگون و چشمان زیبای نرگس دارد، همچون شراب انگور که مستی و خوشی را به همراه میآورد.