برگردان به زبان ساده
بخشم از من گذر کردی و رفتی
چه وه بود اینکه سر کردی و رفتی
هوش مصنوعی: تو از کنار من گذشتی و رفتی، ای کاش نمیرفتی و در کنارم میموندی.
ز فکر رفتنت آشفته بودم
مرا آشفته تر کردی و رفتی
هوش مصنوعی: من به خاطر رفتن تو در شرایط آشفتهای به سر میبردم، اما تو با رفتنت اوضاع مرا حتی بیشتر به هم ریختی.
خبر کردی مرا از رفتن خویش
ز خویشم بی خبر کردی و رفتی
هوش مصنوعی: تو مرا از رفتنت آگاه کردی، اما من از خودم بیخبر شدم و تو رفتی.
نکرد آن با پدر یوسف ز رفتن
که با من ای پسر کردی و رفتی
هوش مصنوعی: یوسف وقتی از پدرش جدا شد، به خاطر رفتن به مصر بود، اما تو بدون هیچ دلیلی و با من به این راحتی رفتی.
چه بد دیدی ز وضع من که با من
چنین قطع نظر کردی و رفتی
هوش مصنوعی: چرا از وضع من اینقدر بد برداشت کردی که اینگونه بیتوجهی کردی و ترکام کردی؟
نه تنها عزم رفتن کرد جانها
تو چون عزم سفر کردی و رفتی
هوش مصنوعی: تو به سفر رفتی و با این کار جانهای دیگر را نیز تحت تأثیر قرار دادی.
رفیق و ترک تو کردن محالست
تو ترک او اگر کردی و رفتی
هوش مصنوعی: دوست داشتن و رها کردن تو غیرممکن است. حتی اگر خودت او را رها کنی و بروی، باز هم نمیتوانی او را فراموش کنی.