برگردان به زبان ساده
مگذار که از حسرت دیدار بمیرم
بردار ز رخ پرده و مگذار بمیرم
هوش مصنوعی: مگذران که بخاطر ناامیدی از دیدارت جان بدهم، پرده را از صورتت کنار بزن و نگذار از حسرت بمیرم.
صد جان طلبم بهر نثارت که چو آیی
پیش تو نه یکبار که صد بار بمیرم
هوش مصنوعی: من برای نثار کردن جانم هزاران بار جان میطلبم؛ زیرا وقتی که تو پیشم میآیی، برای من تنها یک بار زندگی نکردن، بلکه صد بار مرگ را خواهم تجربه کرد.
خو کرده ام از بس به گرانباری دردت
گردم گر از این درد سبکبار بمیرم
هوش مصنوعی: من به درد و رنج تو عادت کردهام و آنقدر با سنگینی این غم دست و پنجه نرم کردهام که اگر از این درد رها شوم و سبکبار بشوم، ممکن است زندگیام به پایان برسد.
مرگست علاج من بیچاره طبیبا
از چاره ی من بگذر و بگذار بمیرم
هوش مصنوعی: مرگ، تنها درمان من است. ای پزشک بیچاره، از راهکارهایت بگذر و بگذار بمیرم.
تا باز شوم زنده ز یمن قدم یار
آن به که روم در قدم یار بمیرم
هوش مصنوعی: تا زمانی که به خاطر حضور یار زندهام، بهتر است که در قدم یار بمیرم.
زارم بکش ای یار و مکن این همه آزار
گر هست مرادت که من زار بمیرم
هوش مصنوعی: ای یار، مرا بکش و این همه عذابم نده. اگر میخواهی به هدف خود برسی، بگذار که من در این حال رنجکشیده بمیرم.
شد پیشه ی من عشق رفیق اول و آخر
یارب چو بمیرم به همین کار بمیرم
هوش مصنوعی: عشق به عنوان حرفه و شغل من در آمده است، ای خدای من! آرزو دارم وقتی بمیرم، در همین حال و هوا و با همین احساس جان بدهم.