برگردان به زبان ساده
قاتل من ترک قتل بی گناهی هم نکرد
ریخت خون بی گناهی را که آهی هم نکرد
هوش مصنوعی: قاتل من هیچگاه از کشتن بیگناهان دست برنداشت و خون آنها را ریخت، حتی بدون این که آه و نالهای از آنها بشنود.
نه همین داد کس آن بیداد گر سلطان نداد
گوش بر فریاد داد دادخواهی هم نکرد
هوش مصنوعی: مردم در برابر ظلم و ستمی که از سوی حاکمان به آنها میشود، هیچگونه کمکی و حمایتی نمیکنند و حتی به شنیدن فریادهای کمکخواهی دیگران هم توجه ندارند.
خاک راه او شدم شاید که بر من بگذرد
او بر غم من گذر بر خاک راهی هم نکرد
هوش مصنوعی: من به خاک راه او تبدیل شدم، شاید او از کنارم بگذرد، اما او حتی به غم من هم توجهی نکرد.
آنکه بی یادش نکردم من شبی روز از وفا
یاد من آن بی وفا سالی و ماهی هم نکرد
هوش مصنوعی: آن کسی که من در شب به یاد او نبودم، روزی از عهد و پیمان خود بر من نشانی نیاورد و نه در سال و نه در ماه به خاطر وفاداری به یادم نیاورد.
داشتم از چشم او چشم نگاه دمبدم
او به سوی من نگاه گاه گاهی هم نکرد
هوش مصنوعی: من لحظاتی را صرف نگاه کردن به چشمان او کردم، اما او هر از گاهی به سمت من نگاهی نمیانداخت.
پر مزن لاف وفا ای غیر کان مه از جفا
آنچه با من کرد دایم، با تو گاهی هم نکرد
هوش مصنوعی: به دیگران از وفاداری سخن نران، چون تنها کسی که از محبت من آسیب دیده، تو نیستی؛ آنچه که بر من گذشته، ممکن است بر تو هرگز نگذرد.
کی کند سوی رفیق بینوا هرگز نگاه
پادشاهی کو نگاهی سوی شاهی هم نکرد
هوش مصنوعی: هیچکس به درد و رنج دوست بیچارهاش توجه نمیکند، چون پادشاهان هرگز به آنها که در مقام پایینتری هستند، نگاهی نمیاندازند.