برگردان به زبان ساده
چو من از هجر آن لیلی لب شیرین دهن میرم
به درد محنت مجنون و داغ کوه کن میرم
هوش مصنوعی: چون من به خاطر دوری لیلی که دهانش شیرین است، باید به دردهای مجنون و داغی که بر دل دارد، تحمل کنم و به سوی آن بروم.
ز شوق عارضش در پای شمع انجمن سوزم
به یاد قامتش در سایهٔ سرو چمن میرم
هوش مصنوعی: از شوق دیدن چهرهاش، مانند شمعی در وسط جمع میسوزم و به یاد قامت زیبایش در سایه درخت سرو باغ، احساس میکنم که دارم میروم.
به شکر خنده ی او جان شیرین دادم و زان به
که در آخر به تلخی دور از آن شیرین دهن میرم
هوش مصنوعی: به خاطر لبخند دلنشین او، جان شیرینم را فدای او کردم و از این بهتر نیست که در نهایت، به تلخی از آن شیرینگفتار دور شوم.
طبیبا مردم از درمانت از جانم چه می خواهی
مرا بگذار ظالم تا به درد خویشتن میرم
هوش مصنوعی: این شاعر از پزشک میخواهد که او را رها کند و میگوید که از درمان او خسته شده است. او ترجیح میدهد که به درد خود ادامه دهد و خودش تحمل آن را کند، تا اینکه بخواهد کسی به او کمک کند و او را درمان کند.
به آن بالای محشر آفرین گر از پی نعشم
برون آیی قیامت می شود روزی که من میرم
هوش مصنوعی: اگر در روز قیامت، تو از پی نعشم بیرون بیایی، آن روز به اندازهای بزرگ و حیرتانگیز خواهد بود که انگار قیامت واقعی به پا شده است.
به این صورت که می بینم من آن کان لطافت را
نمیرم گر ز حسن صورت از لطف بدن میرم
هوش مصنوعی: من به این شکل که میبینم، آن زیبایی لطیف را از دست نمیدهم، حتی اگر از زیبایی ظاهر بروم، زیرا عشق و لطف بدن مرا به خود جذب میکند.
رفیق آن به که اکنون شاد باشم هر کجا باشم
چو می میرم چه غم کاخر به غربت یا وطن میرم
هوش مصنوعی: دوست خوبم، بهتر است اکنون خوشحال باشم و هر جا که هستم از زندگی لذت ببرم. وقتی که میمیرم، چه در سرزمین خودم و چه در دیاری دور، برایم فرقی نمیکند و غمی ندارم.