برگردان به زبان ساده
هرگز به دلم یاد تو ای ماه نیامد
کز دل به لبم ناله ی جانکاه نیامد
هوش مصنوعی: هرگز در دل من یادت، ای ماه، نیامد و به همین دلیل نالهای عمیق و دردناک از دلم به لبهایم نمیآید.
در خانه ام آن ماه نیامد عجبی نیست
در خانه ی درویش اگر شاه نیامد
هوش مصنوعی: در خانه من آن ماه (یعنی محبوب یا زیبایی) نیامده، اما عجیب نیست. زیرا در خانه یک درویش، انتظار نمیرود که شاه یا بزرگی هم بیاید.
بر هر سر راهی که مرا دید از آن پس
بار دگر آن شوخ از آن راه نیامد
هوش مصنوعی: هرجا که آن معشوق را در مسیر خود دیدم، دیگر بعد از آن هرگز از آن راه نیامد.
گاهی بر من آمدی آن ماه ولی غیر
تا کرد ز حال منش آگاه نیامد
هوش مصنوعی: گاهی اوقات تو به سراغ من آمدی، ای ماه روشن، اما کسی دیگری حال مرا به تو نشان داد و تو از حال و روز من باخبر نشدی.
نشیند کسی ناله ی زارم شب هجران
کز نالهی جان سوز منش آه نیامد
هوش مصنوعی: هیچکس به صدای نالهی غمانگیز من در شب جدایی توجه نمیکند، زیرا از نالهی دلخراش من هیچ آهی به گوش نمیرسد.
دیگر چه به او نامه فرستم که فرستاد
صد نامه که می آیم و آن گاه نیامد
هوش مصنوعی: دیگر چه نیازی به نوشتن نامه دارم وقتی که او خودش صد بار گفت که میآید و در نهایت نیامد؟
گم گشت رفیق ار به ره عشق عجب نیست
هر کس به سفر رفت از این راه نیامد
هوش مصنوعی: اگر رفیقات در راه عشق گم شده است، تعجبی ندارد؛ چرا که هر کسی که این مسیر را پیموده، به راحتی بازنگشته است.