برگردان به زبان ساده
نثار راه جانان کی سزد جانی که من دارم
ندارد قدر جان در راه جانانی که من دارم
هوش مصنوعی: برای محبوبی که در دل دارم، فدای او و راهش کردن چه ارزشی دارد، وقتی که جان من به اندازهٔ محبتی که نسبت به او دارم، ارزشمند نیست؟
دلم پردرد و جانم پرغم و چشمم بود پرخون
ندارد هیچ کس در عشق سامانی که من دارم
هوش مصنوعی: دل من پر از درد است و جانم مملو از غم؛ چشمانم پر از اشک و هیچکس مانند من در عشق این چنین آشفتگی ندارد.
ببین ای پاکدامن گل که از خون جگر تا کی
چسان آلوده شد آلوده دامانی که من دارم
هوش مصنوعی: ای گل پاکدامن، نگاه کن به من! تا کی باید شاهد این باشم که خون دل من، دامانی که من دارم را آلوده کرده است؟
پشیمان گردد از عشق تو مشکل با چنین خوبی
ولی از مهر خوبان ناپشیمانی که من دارم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه عشق تو برایش دردسرساز است، اما او به خاطر زیباییات پشیمان نمیشود. اما من، با مهر و محبت خوبان، اصلاً پشیمانی حس نمیکنم.
شود سرو چمن شرمنده زان قامت اگر آید
خرامان در چمن سرو خرامانی که من دارم
هوش مصنوعی: اگر کسی با قامتی زیبا و با طروات وارد باغ شود، درخت سرو چمن از زیبایی او شرمنده خواهد شد. این زیبایی و لطافتی که من دارم باعث میشود که سرو هم از من خجالت بکشد.
رفیق از ناله کی منع من رسوا کند ناصح
اگر آگه شود از درد پنهانی که من دارم
هوش مصنوعی: دوست از نالههای من نمیتواند جلوی رسواییام را بگیرد؛ اگر ناصح و دلسوز از درد پنهانی من باخبر شود.