برگردان به زبان ساده
غنچه و سرو کار آن قد و دهن نمی کند
سرو نمی خرامد و غنچه سخن نمی کند
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این دارد که زیبایی و لطافت غنچه و قامت بلند سرو هر کدام شانسی برای ابراز احساسات و کلام ندارند. سرو با شکوه و غرور نمیجنبد و غنچه نیز در دل خود رازی دارد که نمیتواند بیان کند. در واقع، هر یک در دنیای خود محصورند و نمیتوانند به راحتی ارتباط برقرار کنند.
بیش ز من به یار نو مهر کند که از وفا
یار نو آنچه می کند یار کهن نمی کند
هوش مصنوعی: او بیش از من به معشوق جدید محبت میکند، چون معشوق جدید وفاداریاش را به گونهای نشان میدهد که معشوق قدیمی هرگز نتوانسته است.
دعوی دوستی به من دارد و می کشد مرا
می کند آنچه او به من دشمن من نمی کند
هوش مصنوعی: او ادعای دوستی میکند و در عین حال مرا آزار میدهد، اما دشمنیاش با من به اندازهای نیست که او مرا از آنچه میکند، دور کند.
به بودم ز جان بسی یاد تو کانچه یاد تو
با دل خسته می کند روح به تن نمی کند
هوش مصنوعی: من از یاد تو بسیار زندگی میکنم، اما یاد تو برای دل خستهام چنان تأثیر دارد که روح نمیتواند در بدن قرار بگیرد.
صید ضعیفم و بود ناله نه از ضعیفیم
نالم از آن که صیدم آن صیدفکن نمی کند
هوش مصنوعی: من شکار ضعيفی هستم و نالهام به خاطر ضعفی نیست که دارم، بلکه به خاطر این است که صیدم را صیاد نمیگیرد.
ترک وطن نمی کند دل به بهشت، وین عجب
کز سوی کوی او دلم میل وطن نمی کند
هوش مصنوعی: دل هرگز حاضر نیست وطن را ترک کند، حتی اگر به بهشت برود. جالب اینجاست که از سوی کوی معشوق هم دلم به وطن نمیکشد.
گوش کند به کوی او هر که رفیق ناله ام
گوش دگر به ناله ی مرغ چمن نمی کند
هوش مصنوعی: هرکس که رفیق نالههای من است باید به صدای او در کوی محبوبش گوش کند و گرنه به نالهی پرندههای چمن توجهی ندارد.