برگردان به زبان ساده
در نیکوئی آفت جهان شد
نیکوتر از این نمی توان شد
هوش مصنوعی: در خوبی و نیکی، آفت و مشکل دنیا همیشگی است و نمیتوان به سطحی بهتر از این رسید.
آن عارض چون هلال شد بدر
آن قدر چو نارون روان شد
هوش مصنوعی: چهره آن دختر مانند هلال ماه زیبایی دارد و صورتش به اندازهای درخشان و دلربا است که مانند آتش میسوزاند و جان را به وجد میآورد.
هم فتنهٔ خاص گشت و هم عام
هم آفت پیر و هم جوان شد
هوش مصنوعی: فتنه هم خاص و هم عمومی شد، به طوری که هم جوانان و هم پیران تحت تأثیر آن قرار گرفتند.
سرحلقه ی مهوشان شیراز
سر خیل بتان اصفهان شد
هوش مصنوعی: سرآمد و برتر از دیگر زیباییها و مهویتهای شهر شیراز، به مانند فرماندهی در جماعت بتهای شهر اصفهان ظاهر شد.
چشمش بکرشمه قصد دل کرد
ابروش به عشوه خصم جان شد
هوش مصنوعی: چشم او با زیباییاش دل را هدف قرار داد و ابرویش با ناز و عشوهگری جان را در خطر انداخت.
در حسن و کمال شد فسانه
در غنج و دلال داستان شد
هوش مصنوعی: در زیبایی و کمال، او به یک افسانه تبدیل شد و در ناز و لطافت، داستانی جذاب را شکل داد.
گفتم که شود بلای جان ها
بالا چو کشید آن چنان شد
هوش مصنوعی: گفتم که اگر بلای جانها بالا برود، چه خواهد شد؟ اما وقتی که آن بلا بالا رفت، اوضاع به شدت تغییر کرد.
شد فته زمان زمان به خوبی
تا فتنه ی آخرالزمان شد
هوش مصنوعی: زمانه به خوبی و خوشی سپری شد، تا اینکه فتنه آخرالزمان آغاز گشت.
عشقی که رفیق پیش از این داشت
صد مرتبه بیشتر از آن شد
هوش مصنوعی: عشق رفیق قبلاً به تو بیشتر از قبل شده است.