برگردان به زبان ساده
شاد باد آنکه ز ناشادی من یاد نکرد
شد ز ناشادی من شاد و مرا شاد نکرد
هوش مصنوعی: خوشحال باد کسی که به خاطر اندوه من، به یاد من نیفتاد؛ او از غم من خوشحال شد ولی نتوانست مرا خوشحال کند.
ناله ی من اثری در دل صیاد نکرد
پر و بالم نگشود از قفس آزاد نکرد
هوش مصنوعی: فریاد و ناله من هیچ تاثیری بر دل شکارچی نداشت و او نتوانست مرا از قفس آزاد کند و بال و پرم را باز کند.
آه از آن شوخ که صد کشور آباد به جور
کرد ویرانه و ویرانه ای آباد نکرد
هوش مصنوعی: آه از آن شخص بازیگوش که با ظلم و ستمش، صد کشور را خراب کرد، اما هیچ ویرانهای را به آبادانی نرساند.
شاه بیدادگر من به گدایی هرگز
وعده ی داد نفرمود که بیداد نکرد
هوش مصنوعی: شاه ستمکار من هرگز به گدایان وعدهی عدالت نمیدهد، چون خود را از ستمگری برکنار نمیداند.
ای بسا مرغ دل و طایر جان کان صیاد
در قفس کرد و یکی از قفس آزاد نکرد
هوش مصنوعی: بسیاری از موجودات زیبا و آزاد مثل پرندهها، در قفس عشق و زندگی گرفتار شدهاند، اما هیچکدام از آنها از این قفس رهایی نیافتهاند.
دید چون حسن تو و عشق من آنکو همه عمر
جز ز شیرین و ز فرهاد ز کس یاد نکرد
هوش مصنوعی: دیدن زیبایی تو و عشق من، آنکه در تمام عمرش جز از شیرین و فرهاد هیچ یاد نکرده است.
پس از آن چشم به نقش رخ شیرین نگشود
بعد از آن ، گوش به افسانه ی فرهاد نکرد
هوش مصنوعی: پس از آن دیگر به زیبایی چهره دلنواز کسی نگاه نکرد و همچنین به داستان عاشقانه فرهاد گوش نسپرد.
غیر تو حور لقا جز تو پریزاد رفیق
مایل حور نشد میل پریزاد نکرد
هوش مصنوعی: جز تو هیچ زیباویی نمیتواند به گرد من بیاید و هیچ پرندهای هم به دوستی با دیگری رغبت نکرده است.