برگردان به زبان ساده
شد روزها که دارم بی مهر روی ماهی
صبحی چو شام تاری روزی چو شب سیاهی
هوش مصنوعی: روزها به سرعت میگذرد و من به خاطر بیمحبت کسی، احساس میکنم صبحها مانند غروبها تاریک و همچنین شبها چنان سیاه و وحشتناک است.
نگذارم و نگاهم چون زین الم که دارم
هجران جان گدازی حرمان جسم کاهی
هوش مصنوعی: نمیگذارم و نگاهی که دارم مانند زین است، چون دوری و جدایی جان را میآزارد و تن را دچار بیحالی میکند.
ای بی وفا خدا را کم کن جفا که ما را
جز مهر نیست جرمی غیر از وفا گناهی
هوش مصنوعی: ای بی وفا، لطفاً کمی از بدیهای خود را کاهش بده، چراکه ما جز عشق و محبت چیزی دیگر نداریم و جز وفا، گناه دیگری مرتکب نشدهایم.
تا کی ز درد و داغت ریزم شب و کشم روز
هردم ز دیده اشکی هر لحظه از دل آهی
هوش مصنوعی: مدت طولانی است که از غم و درد تو رنج میبرم و شبها را به خاطر تو میگذرانم و در روزها نیز گرفتار هستم. هر لحظه اشکی از چشمانم میریزد و آهی از دل برمیآید.
بنمای رخ نگارا گر بنگرد چه باشد
چشم امیدواری روی امید گاهی
هوش مصنوعی: ای دلبر زیبا، چهرهات را نشان بده؛ اگر چشم امیدی وجود داشته باشد، میتواند به تماشای تو بنشیند. امید و آرزو گاهی به سوی چهره تو مینگرد.
لب بست و چشم پوشید پیشت رفیق و جان داد
در آرزوی حرفی، در حسرت نگاهی
هوش مصنوعی: دوستش سکوت کرد و چشمانش را بست، در حالی که جانش را فدای آرزوی شنیدن یک کلمه از تو کرد و به خاطر ندیدن تو، حسرت خورد.