برگردان به زبان ساده
رخت جنت قدت طوبی است گفتم
حدیثی خوب و حرف راست گفتم
هوش مصنوعی: لباس بهشتی تو درخت طوبی است؛ من حدیثی خوب و سخن حقی را عرض کردم.
رخش را چون نگویم روز عید است
که زلفش را شب یلداست گفتم
هوش مصنوعی: وقتی میگویم روز عید است، در واقع منظورم این است که زلف او مانند شب یلداست، یعنی بلند و زیبا و تاریک.
بگو گفت آنچه نازیباست در من
بجز خویت همه زیباست گفتم
هوش مصنوعی: بگو آن چیزی که در من زشت است فقط خودت است و بقیهی ویژگیهایم زیبا هستند.
به جانی می خری بوسی ز من گفت
مرا در سر همین سود است گفتم
هوش مصنوعی: من به خاطر جانم از تو بوسه میخواهم؛ تو به من گفتی که در همین کار نفعی هست. من هم پاسخ دادم.
به تو جور من افزون گر شود گفت
ز تو مهرم نخواهد کاست گفتم
هوش مصنوعی: اگر به تو ظلم و ستم بیشتری روا داشتم، بدان که محبت من به تو کم نخواهد شد. گفتم این را.
هزارش صید بیش است آن غلط بود
که او صیاد من تنهاست گفتم
هوش مصنوعی: هزاران شکار وجود دارد و این درست نیست که او فقط من را شکار کرده باشد. من این را گفتم.
مگر دادش دهم ور می دهی داد
رفیق امروز یا فرداست گفتم
هوش مصنوعی: گاهی اوقات انگار باید حق کسی را بگیرم، اما تو هم اگر به انصاف دست یابی، امروز یا فردا نوبت من خواهد بود.