برگردان به زبان ساده
تا لاله و گل هست میان گل و لاله
با لاله رخی کن می گلگون به پیاله
هوش مصنوعی: تا وقتی که گل و لاله وجود دارد، با گل و لاله دمخور شو و از زیباییهای آنها بهرهمند گرد.
یارب چه گلی ای گل رعنا که در این باغ
نه بوی تو دارد گل و نه رنگ تو لاله
هوش مصنوعی: خدايا، چه گل زیبایی است ای گل دلانگیز که در این باغ نه بوی تو احساس میشود و نه رنگ لاله به یاد توست.
یک روز به من نگذرد از عمر که بی تو
صبحم به فغان نگذرد و شام به ناله
هوش مصنوعی: یک روز از عمرم نمیگذرد که بدون تو صبحی داشته باشم که در آن دلتنگی نکنم و شبهایی هم که میگذرد بدون ناله و گریه باشد.
از تاب عرق روی تو این لطف که دارد
دارد نه گل از شبنم و نه لاله ز ژاله
هوش مصنوعی: بر اثر گرما و عرقی که بر روی پوست تو نشسته، این لطف و زیبایی خاصی که به وجود آورده، نه از شبنم گل به وجود میآید و نه از قطرات بارانی که بر لاله مینشیند.
جز زلف و خطت کز گل رخسار دمیده ست
از گل ندمد سنبل و از لاله کلاله
هوش مصنوعی: بجز موها و خط زیبایت که از چهرهات برمیآید، هیچ گلی نمیتواند با سنبل و لاله رقابت کند.
چون سگ بدوَم آن سرِ کویت ، ز حوالی،
کاین منزلم از روز ازل گشته حواله
هوش مصنوعی: من مانند سگی به طرف کوی تو میدوم، زیرا از دور، این خانهام از آغاز روزگار به تو وابسته بوده است.
هر کس نگرد ماه رخ و هاله ی خطت
من بعد نگوید چو رفیق ازمه و هاله
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی چهره و هاله ی خط و نشان من را ببیند، دیگر نمیتواند مانند دوستانش از من و زیباییام سخن بگوید.