برگردان به زبان ساده
به کار مشکل خود یاری از یاری نمیبینم
چنان یاری کز او آسان شود کاری نمیبینم
هوش مصنوعی: در کار دشوار خود، کمکی نمیبینم که به اندازهای موثر باشد که کار را برایم آسان کند.
دیاری بود یاران موافق هر طرف جمعی
چه شد کز آن دیار و یار دیاری نمیبینم
هوش مصنوعی: در یک سرزمین، دوستان و همراهانی بود که هر کدام از جهتی دور هم جمع شده بودند. اما اکنون نمیتوانم اثری از آن سرزمین یا آن دوستان ببینم.
نمینوشم میی کز دردش آسیبی نمیبینم
نمیبینم گلی کز خارش آزاری نمیبینم
هوش مصنوعی: من از نوشیدن میپرهيز میکنم چون از دردش آسیبی نمیبینم، و همچنین از دیدن گلی که از خارش آن آسیب نمیبینم خودداری میکنم.
اگر بینی وفاداری بکش بارش که من باری
در این یاران که میبینم، وفاداری نمیبینم
هوش مصنوعی: اگر وفاداری را در میان دوستان ببینی، بلافاصله بار سفر را ببند، چون من در این جمع دوستان چیزی به نام وفاداری نمیبینم.
به کنج غم شب تاری من و بیداری و زاری
که بر بالین بیماری پرستاری نمیبینم
هوش مصنوعی: در گوشهای از شب، غم و اندوه من و بیداری و نالهای وجود دارد که در کنار بیماریام، هیچ پرستاری را نمیبینم.
نمیبینم به بازاری متاع بیخریداری
خریدار متاع خود به بازاری نمیبینم
هوش مصنوعی: من در هیچ بازاری کالایی را نمیبینم که خریدار نداشته باشد، و خودم هم در هیچ بازاری، خریدار کالایم نیستم.
رفیق و جُنگ اشعارش که هست از درج در عارش
چو میآرم به بازارش خریداری نمیبینم
هوش مصنوعی: دوست و مجموعه اشعارش که در آنها عیوب و نقصها وجود دارد، وقتی آنها را به نمایش میگذارم، خریدار و مشتریای نمیبینم.