برگردان به زبان ساده
برای مدعی ترک من ای پیمان شکن کردی
ترا گفتم که ترک مدعی کن ترک من کردی
هوش مصنوعی: ای کس که به من وعده وفا نکردی، من به تو گفتم که نسبت به مدعای خود بیاعتنا باشی، اما تو این وعده را نادیده گرفتی و در عمل، من را ترک کردی.
سرای غیر را عشرتسرا کردی به وصل خود
مرا از فرقت خود ساکن بیت الحزن کردی
هوش مصنوعی: خانهی غیر را به مکانی خوشی و شادمانی تبدیل کردی، اما با وصالت، من را از دوری خود در منزل غم نشینی کردی.
مرا پروانه سان آتش زدی در جان و آن رخ را
که ماه محفل من بود شمع انجمن کردی
هوش مصنوعی: تو با عشقت مانند پروانهای به آتش کشیدنی، جانم را به درد آوردی و آن چهرهای که برایم به مانند ماه در جمع دوستان بود، حالا به شمعی تبدیل شده که در محفل همه روشنایی میدهد.
شکستی در دل من خار رشک و با رقیب من
به گشت گلستان رفتی و گلگشت چمن کردی
هوش مصنوعی: تو با شکست دل من، باعث حسادت و غم در دل من شدی و در حالی که من ناراحت بودم، با رقیب من به باغ و چمنزار رفتی و از زیباییها لذت بردی.
سخن با غیر می گفتی بریدی چون مرا دیدی
چه می گفتی که چون دیدی مرا قطع سخن کردی
هوش مصنوعی: وقتی با دیگران صحبت میکردی، صحبتت را قطع کردی، اما وقتی مرا دیدی، دیگر چه گفتی که حرفت ناگهان متوقف شد؟
مرا تنها نکردی در جهان آواره، خلقی را
جدا از کشور خود ساختی دور از وطن کردی
هوش مصنوعی: تو مرا در این دنیای پرآشوب تنها نگذاشتی، اما برخی از مردم را به دور از سرزمین خود واداری کردهای.
به دشت محنت و کوه بلا بس بی دل و دین را
چو لیلی ساختی مجنون چو شیرین کوهکن کردی
هوش مصنوعی: در دشت درد و بلایا، تو همچون لیلی برای بیدل و دین، مجنون ساختی و مانند شیرین، کوهکن را دگرگون کنی.
نکویارا نوآئین دلبرا از بهر یار نو
نکو کردی که ترک یاری یار کهن کردی؟
هوش مصنوعی: ای زیبای دلبر من، چرا به خاطر محبوب تازهات، محبت و دوستی با یار قدیمیات را رها کردی؟
رفیق بینوا را ساختی با درد و غم همدم
رقیبان دغا را همنشین خویشتن کردی
هوش مصنوعی: تو دوست بیچارهات را در غم و رنج تنها گذاشتی و به کسانی که به تو خیانت میکنند، نزدیکتر شدی.