برگردان به زبان ساده
رفتی و رفت از غمت ای غمگسار دل
آرام جسم و طاقت جان و قرار دل
هوش مصنوعی: تو رفتی و با رفتنت، اندوه تو از قلبم رخت بربست. دیگر جسمم آرام است و جانم توان میآورد، اما دل من دیگر قرار ندارد.
دور از تو ای ربوده ز دست اختیار دل
درمانده دل به کار من و من به کار دل
هوش مصنوعی: دوری تو باعث شده که دل من به شدت نگران باشد، در حالی که دل من درگیر احساساتش است و من هم فقط به دل خودم توجه دارم.
رحمی خدای را به من و دل که مانده او
دل زیر بار عشق تو من زیر بار دل
هوش مصنوعی: اللّه الرحمن الرحیم، بر من و دلم رحمی کن که دلم زیر بار عشق تو مانده و من نیز زیر بار آن دلم.
گفتی که دل مده ز کف ای پند گو چه سود
اکنون که رفت از کف من اختیار دل
هوش مصنوعی: گفتی که مراقب دل باش و آن را از دست نده، اما اکنون چه فایده دارد که اختیار دل از من رفته است؟
جز این که شد ز خون جگر لاله گون رخم
نشکفت دیگرم گلی از خارخار دل
هوش مصنوعی: تنها چیزی که باعث شد رنگ رخسارم مانند لاله شود، درد و رنجهای عمیق من است. دیگر حتی گل زیبا هم از دل پرخار و درد من نمیتواند شکفت.
شد بی تو صبح و شام من و دل سیه، فغان
از صبح تیره ی من و از شام تار دل
هوش مصنوعی: صبح و شام من بدون تو سپری شده و دلم پر از غم و سیاهی است، افسوس که صبحهای تیره و شبهای تار دل من به چه حالتی درآمدهاند.
از اشک و آه منع دل و دیده چون کنم
آنست کار دیده و اینست کار دل
هوش مصنوعی: چطور میتوانم اشک و آه را از دل و چشم دور کنم، حال آنکه این ویژگی چشم است و آن ویژگی دل؟
روزی که دیده دیده خط و خال او رفیق
شد تار و تیره روز من و روزگار دل
هوش مصنوعی: روزی که چهرهی زیبای او با خط و خال خاصش در نظر من جلوهگر شد، آن روز برای من و زندگیام روزی تاریک و غمانگیز بود.