برگردان به زبان ساده
ندانستی گرم شاد از نگاه گاه گاه خود
چرا یکباره ام محروم کردی از نگاه خود
هوش مصنوعی: نمیدانستی که هر بار با نگاهی شاد میشدم، اما چرا ناگهان از نگاهی که به من میانداختی محرومم کردی؟
رقیبم در بهشت وصل و من در دوزخ هجران
نمی دانم ثواب او نمی یابم گناه خود
هوش مصنوعی: رقیبم در بهشت و من در جهنم فراق، نمیدانم که او چه پاداشی میگیرد و چه خطایی از من ثبت میشود.
کشم گر آه گرمی سوزد آهم چرخ را دانم
نمی دانم چرا من خود نمی سوزم ز آه خود
هوش مصنوعی: اگر من آهی عمیق و سوزانی بکشم، میدانم که بر دنیای چرخسان تأثیر میگذارد، اما نمیدانم چرا خودم از آن آه نمیسوزم.
تو بر من می کنی بیداد و من داد از تو می خواهم
مکن بیداد ای بیدادگر بر دادخواه خود
هوش مصنوعی: تو به من ظلم میکنی و من از تو درخواست میکنم که ظلم نکن. ای ظالم، چرا بر دادخواه خود ظلم میکنی؟
عیان کن قد و رخ تا هم خجل هم منفعل گردد
چمن از سرو و شمشاد و سپهر از مهر و ماه خود
هوش مصنوعی: خودت را به نمایش بگذار تا چمن از زیبایی تو وادار به شرمندگی شود و آسمان هم از وجود خورشید و ماه به حالت انفعال درآید.
شب و روزی که یکسال است در عالم رفیق آن را
شب تاریک خود می دانم و روز سیاه خود
هوش مصنوعی: من در یک سال گذشته، همه شبها و روزها را مانند شب تاریک و روز سیاه خود احساس کردهام.