برگردان به زبان ساده
جفاکاری تو یارا جز جفاکاری چه میدانی؟
طریق یاری، آیین وفاداری چه میدانی؟
هوش مصنوعی: دوست عزیز، آیا جز سختیهای تو، چیزی از وفا و یاری واقعی میدانی؟ در حقیقت، نحوهی یاری و وفاداری چه معنا و مفهومی برای تو دارد؟
به یاری دل ندادی هرگز از نامهربانیها
طریق مهربانی شیوهٔ یاری چه میدانی؟
هوش مصنوعی: تو هیچگاه به دل کمک نکردی و همیشه با بیرحمی برخورد کردی، پس چگونه میتوانی از شیوههای مهربانی و یاری دادن سخن بگویی؟
نه در قیدی اسیری و نه در دامی گرفتاری
غم و درد اسیری و گرفتاری چه میدانی؟
هوش مصنوعی: نه در محدودیتی هستی و نه در تلهای درگیر. اما از غم و درد وابستگی و گرفتاری چه میدانی؟
ز کس نام وفا ای بیوفا هرگز چو نشنیدی
چه میدانی وفاداری؟ وفاداری چه میدانی؟
هوش مصنوعی: تو که هیچوقت نام وفا را از کسی نشنیدهای، چگونه میتوانی بفهمی وفاداری چیست؟ وفاداری برای تو چه مفهومی دارد؟
من از درد تو رنجورم، من از داغ تو بیمارم
تو رنجوری چه میفهمی؟ تو بیماری چه میدانی؟
هوش مصنوعی: من از درد و رنجی که ناشی از توست به شدت ناراحتم و از شدت داغ و غمی که به دوش دارم بیمار شدهام. اما تو که خود رنجوری و دردی را تجربه میکنی، آیا واقعا میتوانی درک کنی که من چه احساسی دارم؟ تو که خودت بیمار هستی، چه میدانی از حال من؟
به مهد ناز شبها کاینچنین آسوده در خوابی
بلا و محنت شبها و بیداری چه میدانی؟
هوش مصنوعی: در آغوش خوابهای شیرین، تو چقدر بیخبر هستی از دردها و رنجهایی که در شبها به سراغ ما میآید و از بیداری و آگاه بودن چه میدانی؟
رفیق از جور جانان گر به زاری میسپاری جان
ز جانان دوری از دلدار بیزاری چه میدانی؟
هوش مصنوعی: اگر دوستت از ظلم معشوق غمگین و نالان باشد، بدان که دوری از محبوب چه دردناک است. تو چه میدانی از این رنج و جدایی؟