برگردان به زبان ساده
نمیکرد از غم جان دادن آزادم چه میکردم
به جان بودم ز غم گر جان نمیدادم چه میکردم
هوش مصنوعی: از درد و رنجی که داشتم، اگر جان میدادم آزاد میشدم و اگر جان نمیدادم، باید چه میکردم؟ چون در هر حال، من درگیر غم بودم.
غم دل سخت و بار هجر سنگین، گر نمیبودی
تنی از آهن و جانی ز فولادم چه میکردم
هوش مصنوعی: غم دل بسیار سنگین و بار جدایی بسیار سخت است. اگر بدنم از آهن و جانم از فولاد نمیبود، وضعیت چقدر برایم دشوارتر میشد.
پس از عمری مرا یک بار کردی یاد و خوشنودم
اگر یکبارگی میبردی از یادم چه میکردم
هوش مصنوعی: بعد از اینکه مدتی طولانی از یادم رفته بودی، حالا یک بار به یادم آمدی و از این که به یادم هستی خوشحالم. اما اگر یک دفعه تمام آن خاطرات را از یادم میبردی، نمیدانستم چه کار کنم.
نداند نام یارم تا کسی شادم به گمنامی
اگر مجنون لقب میبود [و] فرهادم چه میکردم
هوش مصنوعی: اگر کسی نام محبوبم را نادیده بگیرد و من در گمنامی شاد باشم، حالا اگر مجنون لقب داشتم، فرهادم چه میشد؟
ز دامت کآرزو دارم به قید آن گرفتاری
خدا ناکرده گر میکردی آزادم چه میکردم
هوش مصنوعی: من به خاطر دامی که برایم به وجود آوردهای آرزو دارم در این قید و بند بمانی، تا اگر روزی آزاد میشدم، نمیدانم چه کار میکردم.
به این عجزی که از بیم رهایی میکنم ناله
رها میکرد اگر بیرحم صیادم چه میکردم
هوش مصنوعی: اگر من این موجودی را که به خاطر ترس از آزاد شدن به خود میپیچد نجات دهم، او حالا میتواند آزادانه ناله کند. اما اگر صیاد بیرحمی بود، من چه کار میتوانستم بکنم؟
به افسون وفا کردم رفیق آخر به خود رامش
نمیآموخت گر این علم استادم چه میکردم
هوش مصنوعی: به خاطر وفا به دوستی، تلاش کردم تا او را آشنا کنم، اما او هیچگاه نمیتوانست آرامش پیدا کند. اگر استاد من واقعا دانا بود، باید میدانست که باید چه کار کند.