برگردان به زبان ساده
بر آن سرم که دل به دلبری ندهم
به آنکه داده بگیرم بدیگری ندهم
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم که قلبم را به زیبایی که دوستش دارم ندهم و در عوض، از کسی که به من محبت کرده، بدی نکنم.
کنم ز روی بتان منع چشم و دل هر دو
به ناز سنگدلی و ستمگری ندهم
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی و سنگدلی معشوق، چشمانم را از دیدن او و دل را از عشق ورزیدن به او بازمیدارم و نمیگذارم که در برابر این بیرحمی و ستمگری تسلیم شوم.
دهم به خشک لبی جان و لذت لب خشک
به زمزمی نفروشم به کوثری ندهم
هوش مصنوعی: هرگز جان و لذتی که از لب خشک میبرم را با آب گوارا و زلالی که به من دست میدهد عوض نخواهم کرد.
از آن شراب که اندر خم سفالین است
به گنج خانه ی جمشید ساغری ندهم
هوش مصنوعی: من از آن شرابی که در کوزه سفالی قرار دارد، به گنجینه جمشید (پادشاه افسانهای) هیچ وقت ساغری (جامی) نخواهم داد.
ز لاله و سمن این دل دمی که نگشاید
چسان به لاله عذار سمنبری ندهم
هوش مصنوعی: دل من در این دم که از لاله و سمن پر شده، چگونه میتواند به لالهای که زیباییاش چون عطر سمن است، بیتوجهی کند؟
نهال گلشن عشقم رفیق غیر از مهر
شکوفه ای نکنم جز وفا بری ندهم
هوش مصنوعی: در باغ عشق من، هیچ دوستی جز محبت نمیخواهم و به هیچ کس جز وفا نمیبخشم.