برگردان به زبان ساده
شد سبزه ی خط از لب آن ماه لقاسبز
چون سبزه که گردد ز لب آب بقا سبز
هوش مصنوعی: خط سبز رنگی که بر لب آن ماه زیبا و دلربا نقش بسته، مانند سبزهای است که در کنار آب زنده و سرشار از حیات رشد میکند.
گفتم ز خط سبز شود خوبیش افزون
خط گرد لبش سر زد و شد گفته ی ما سبز
هوش مصنوعی: گفتم که اگر خط سبز را بکشند، زیباییاش بیشتر میشود. وقتی خط دور لبش ظاهر شد، سخن ما به واقعیت پیوست و سبز شد.
سر تا قدم ای سرو بکام دل مایی
بهر دل ما کرده همانات خداسبز
هوش مصنوعی: ای سرو زیبای من، از سر تا پا دل من را شاد کردهای، برای دل ما، خداوند تو را سبز و تاریخی قرار داده است.
رشک گل و سروی به رخ و قد چه خرامی
چون گل بسر سرو کله سرخ و قبا سبز
هوش مصنوعی: جوانی با چهرهی زیبا و قدی بلند مانند سرو، در حالی که گل و گیاه را به خود میبالد. او با رخساری گلگون و لباسی سبز، به زیبایی و نشاط خود میافزاید.
یک روز به من سایه نیفکند به عمری
آن سرو که کردم همه عمرش به دعا سبز
هوش مصنوعی: یک روز آن سرو بلند به من سایه نداد، در حالی که تمام عمرم را صرف دعا کردن برایش کرده بودم تا همیشه سبز بماند.
خوش آب و هوا شهر و دیاریست چه بودی
گر تخم وفا گشتی از این آب و هوا سبز
هوش مصنوعی: این شهر و دیار با آب و هوای دلپذیرش، چه میشد اگر تو نیز مانند دانهای که در این محیط میروید، وفادار میگشتی و این سرزمین را میشناختی؟
شد مهر رفیق از خط او بیش که او را
شد گرد گل از سبزه ی خط، مهر گیا سبز
هوش مصنوعی: دوست من به خاطر خطش بیشتر از همیشه مورد محبت قرار گرفت، چون خط او مانند گل زیبا از سبزه و گیاه سبز رنگ شده است.