برگردان به زبان ساده
به بلا زار و مبتلا که منم
کس مبادا در این بلا که منم
هوش مصنوعی: من در درد و مشکلاتی به سر میبرم که کسی دیگری در چنین وضعیتی نباشد.
چون ننالم گرم طبیب تویی
در چنین درد بی دوا که منم
هوش مصنوعی: زمانی که دردی بیدرمان دارم، چرا که نباید فریاد بزنم، چون تو پزشک من هستی.
ای که پرسی کجاست خانه ی غم
گر ز من بشنوی کجا که منم
هوش مصنوعی: ای کسی که میپرسی خانهی غم کجاست، اگر از من بپرسی، بگو که من خود همانجا هستم.
غیر کو با تو آشنا باشد
گر چنین است آشنا که منم
هوش مصنوعی: اگر غیر از من کسی با تو آشنا باشد، پس آن آشنایی به اندازهی من عمیق و واقعی نیست.
آنکه گویندم چه خواهد گفت (؟)
گر بداند چنین مرا که منم
هوش مصنوعی: اگر کسی بداند که من چه کسی هستم و چه احساسی دارم، چه حرفی خواهد زد؟
گفتمش جز وفا ندیده ستم
از تو نسبت به اقربا که منم
هوش مصنوعی: به او گفتم که غیر از وفا، هیچ ستمی از تو نسبت به نزدیکانم دیدهام، و این من هستم که این را میگویم.
گفت چشم وفا مدار رفیق
از چنین شوخ بی وفا که منم
هوش مصنوعی: گفتی که به دوستان وفادار باش، اما من آدمی هستم که به وفاداری عادت ندارم و همیشه شوخی میکنم.