برگردان به زبان ساده
پس از کشتن گذاری بر مزارم میتوان کردن
به لطفی تا قیامت شرمسارم میتوان کردن
هوش مصنوعی: بعد از اینکه جانم را بگیرند، میتوان بر سر مزارم با مهربانی رفتار کرد و من تا ابد از آن شرمزنده خواهم بود.
به فتراک ارنه میبندی ز ننگ لاغری باری
به تیری ای شکارافکن شکارم میتوان کردن
هوش مصنوعی: اگر به یاری من نیایی و مرا از شرم لاغری نجات ندهی، شکارم را میتوانی با تیر به زمین بزنی.
چو کردی خستهام از درد داغ خویش درمانی
به جان خسته و جسم فگارم میتوان کردن
هوش مصنوعی: وقتی از دردی که مدتهاست در دل دارم خسته شدهام، آیا راهی برای تسکین جان زخمخورده و بدنی که خسته و آزرده است وجود دارد؟
قرار و صبر چون بردی ز جسم و جان من رحمی
به جان و جسم بیصبر و قرارم میتوان کردن
هوش مصنوعی: وقتی که قرار و صبر را از وجود من بردی، من را به حالتی بیقرار و بیصبری دچار کردی که حتی نمیتوانم به جان و جسم خود رحم کنم.
ترحم گر نخواهی کرد باری گوشهٔ چشمی
به اشک چشم و چشم اشکبارم میتوان کردن
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی به من رحم کنی، لااقل با یک نگاه به اشک چشمم توجه کن.
نریزی خون من ای کینهجو اکنون اگر دانی
چهها دیگر به روز و روزگارم میتوان کردن
هوش مصنوعی: ای کینهتوز، خون من را نریز، چون اگر بدانی چه تاثیراتی میتواند بر روزگار و زندگیام بگذارد، شاید به این کار دست نزنید.
رفیق از کوی او تا چرخ کردم دور دانستم
که دور از یار و مهجور از دیارم میتوان کردن
هوش مصنوعی: دوست از محلهی او دور شدم و چرخیدم. فهمیدم که از یار دور هستم و از سرزمین خود بیگانه، اما میتوان این را تحمل کرد.